پلت فرم های معاملاتی

تحلیل گران تکنیکال

نمودار شمعی در تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

اگر جزو سرمایه گذاران ارز های دیجیتال هستید مسلما با انواع تحلیل آشنایی دارید اما اگر جزوه تازه واردان به این عرصه اید لازم است بدانید که تحلیل ارز های دیجیتال برای تصمیم گیری در رابطه با سرمایه گذاری های به دو روش صورت میگیرد.
تجزیه و تحلیل تکنیکال تلاش می کند با جستجوی الگوها و ترندهایی برای تعیین حرکات آینده قیمت ها، تمایل بازار در پشت روند قیمت را درک کند. دیگری تجزیه و تحلیل فاندامنتال که شامل تجزیه و تحلیل صورتهای مالی یک شرکت برای تعیین ارزش منصفانه معاملات است. در ادامه به بررسی ماهیت تحلیل تکنیکال در بازار ارزهای دیجیتال و هر آنچه باید درباره آن بدانید خواهیم پرداخت.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تجزیه و تحلیل تکنیکال، یک رشته معاملاتی است که برای ارزیابی سرمایه گذاری ها و شناسایی فرصت های معاملاتی از طریق تجزیه و تحلیل روند آماری به دست آمده از فعالیت های تجاری، مانند حرکت و حجم قیمت استفاده می شود.

این نوع تحلیل، مطالعه روند آماری است که از جمع آوری داده های تاریخی قیمت و حجم به دست آمده است تا فرصت های معاملاتی را شناسایی کند. تحلیلگران تکنیکال الگوهای حرکت قیمت، سیگنال معاملاتی و سایر ابزارهای تحلیلی را برای ارزیابی نقاط قدرت و ضعف یک دارایی مشاهده می کنند.

بر خلاف تجزیه و تحلیل فاندامنتال که تلاش می کند ارزش یک اوراق بهادار را براساس نتایج معاملاتی مانند فروش و درآمد ارزیابی کند، تجزیه و تحلیل تکنیکال بر مطالعه قیمت و حجم متمرکز است.

در نظریه داوجونز تحلیل تکنیکال بر اساس سه اصل است:

  • این قیمت است که همه چیز را در بازار نشان می‌دهد.
  • روندهای مشخصی در بازار وجود دارند.
  • تاریخ به تکرار خودش علاقه خاصی دارد.

قیمت همه چیز را در بازار نشان می‌دهد

از آنجایی که تحلیلگران تکنیکال تنها حرکات قیمتی را در نظر میگیرند و فاکتورهای فاندامنتال را نادیده می گیرند، مورد انتقاد بسیاری از متخصصین بازار قرار گرفته اند.

روندهای مشخصی در بازار وجود دارند

تحلیل‌ گران تکنیکال معتقدند که قیمت در روند های کوتاه‌ مدت، میان‌ مدت و بلند‌ مدت در حال حرکت است. به معنای دیگر، قیمت بیشتر تمایل دارد در روند قبلی خود حرکت کند تا اینکه روند را دستخوش تغییر قرار دهد. شمار زیادی از استراتژی‌ های تکنیکال بر این فرض استوار هستند.

تاریخ به تکرار خودش علاقه دارد

تحلیلگران معتقدند که تاریخ به تکرار شدن علاقه مند است. مشاهده حرکات قیمتی تکراری در بازار به روانشناسی بازار که طبق ترس و هیجان شکل میگیرد، مرتبط است. در نتیجه، آن ها بر اساس الگوهای شکل گرفته بر روی نمودار ها، این تحرکات و احساسات را تجزیه و تحلیل میکند تا حرکات بعدی بازار را پیش بینی کنند.

تحلیل‌گران تکنیکال با استفاده از الگوهای شکل گرفته بر روی نمودارها این احساسات را تجزیه‌ و تحلیل می‌کنند تا حرکات بعدی بازار را پیش‌بینی کنند. در واقع تحلیلگران طبق الگوهای تکراری قبلی، درباره حرکات قیمتی در آینده نظر می‌دهند.

دنبال کردن تحلیل تکنیکال

چرا تحلیل تکنیکال کاربردی است ؟

نمودار قیمت و حجم، تمام تصمیمات گذشته شرکت کنندگان در بازار (خرید و فروش) را نشان می دهد. این اطلاعات به نوبه خود از دو طریق بر تصمیمات سرمایه گذاران در آینده تاثیر می گذارد:

روانشناختی : آنچه در گذشته انجام داده اید بر نحوه رفتار شما با شرایط آینده تاثیر می گذارد. به عنوان مثال، بسیاری از معامله گران تمرکز خود را بر روی قیمتی که یک دارایی را خریداری کرده اند، متمرکز می کنند و در صورت کاهش، آنها می خواهند هر زمان که به قیمت بی سود و زیان و به اصلاح سر به سر رسید آن را بفروشند.

واکنشی : برخی از معامله گران روندها و الگوهای نمودار را که معمول است شناسایی می کنند و مطابق آن (خرید یا فروش) عمل می کنند. اگر تعداد کافی از شركت كنندگان از همان استراتژی پیروی كنند، پیش بینی می شود که این الگوهای نمودار از نتایج مورد انتظار پیروی کنند و احتمالاً روند ادامه فعالیت شرکت کنندگان بیشتری که به این روند ملحق می شوند پایدار بماند.

ابزارهای ابتدایی تحلیل تکنیکال

ابتدایی ترین ابزار هایی که هر تحلیلگر یا معامله گر برای تحلیل تکنیکال به آن نیاز دارد عبارتند از:

ترند یا روند

این خط برای شناسایی روند است و سه نوع ترند ( روند ) وجود دارد:

روند صعودی : در یک روند صعودی، دارایی در حال افزایش است، اوج های بالاتر و پایین تر.

روند نزولی : در روند نزولی، دارایی در حال نزول است، دارای اوج های پایین تر و پایین ترین سطح.

روند یک سو : در این روند دارایی ها در یک کانال افقی معامله می شوند.

بعضی اوقات معامله گران از اصطلاحات “خرسی” و “گاوی” برای اشاره به روند استفاده می کنند.گاوی یا صعودی به این منظور است که گاو با شاخ های خود به سمت بالا ضربه می زند ، بنابراین قیمت ها را بالاتر می برد و خرسی یا نزول این معنا را میرساند که خرس با پنجه های خود به سمت پایین برخورد می کند، بنابراین قیمت ها را پایین می آورد.

مقاومت و حمایت

به این معنی که حرکات قیمت خطی نیستند، تحلیل گران تکنیکال قیمت هر چه بالا می رود با مقاومت روبرو می شود یا همانطور که پایین می آید حمایت می کند.

مقاومت : سطحی است که می توان روند صعودی را متوقف یا برگشت داد که نشان دهنده تمرکز فروشندگان است.

حمایت : سطحی است که انتظار می رود روند نزولی به دلیل تمرکز خریداران متوقف شود یا مجدداً بازگردد. وقتی سطح مقاومت شکسته شود، معمولاً به سطح پشتیبانی تبدیل می شود و بالعکس.

در تجزیه و تحلیل تکنیکال، پشتیبانی اغلب به عنوان یک نقطه ورود و مقاومت به عنوان یک نقطه خروج استفاده می شود. در صورت روندهای قوی، قیمت می تواند از طریق حمایت / مقاومت بدون توقف پیش رود.

اخبار ارزهای دیجیتال

یکی از موثرترین ابزارهای تاثیرگذاری بر مردم، رسانه است. اخبار ممکن است وحشت و ترس و همچنین شوق را به صورت دسته جمعی ایجاد کند. تاثیر اخبار در بازار ارزهای دیجیتال با وقایع برجسته در جهان کاملاً نشان داده می شود. در سپتامبر 2017 ، مقامات چینی ICO یا عرضه اولیه را ممنوع کردند که منجر به سقوط قیمت بیت کوین از 5000 دلار به 3000 دلار شد. یا وقتی eBay و Dell گفتند که بیت کوین را قبول میکنند، قیمت بیت کوین افزایش یافت.

ابزار پیشرفته تحلیل تکنیکال

برای تحلیل تکنیکال علاوه بر ابزار های پایه اشاره شده در بخش بعد می توان از ابزار های پیشرفته تری نیز استفاده کرد:

نمودارها

نمودار ها انواع بسیاری دارند که ما در این قسمت مهمترین آن ها را ذکر کرده ایم:

نمودار OHLC

نمودارهای OHLC

این نمودارها میله هایی را نشان می دهند که به “شمع” معروف هستند. شکل شمع بر اساس رابطه بین قیمت های بالا، پایین، باز و بسته شدن روز متفاوت است.

شمع صعودی (می تواند سبز یا سفید باشد): قیمت بسته شدن بالاتر از قیمت بازشدن است.

شمع نزولی (می تواند قرمز یا سیاه باشد): قیمت باز شدن کمتر از قیمت بسته شدن است.

قابلیتی که نمودارهای OHLC در اختیار معامله‌گر می‌گذارند این است که نوسان قیمت در یک دوره خاص را در قالب یک میله و یا شمع به ما نشان می‌دهند؛ چیزی که در نمودارهای خطی امکان مشاهده آن وجود ندارد. کلمه OHLC از قرار دادن نام اول کلمات زیر بدست می‌آید: Open یا قیمت آغازین و باز شدن High بالاترین قیمت معامله شده Low یا پایین‌ترین قیمت معامله شده Close یا قیمت بسته شدن. موارد ذکر شده را در ادامه بر روی نمودارهای شمعی و میله‌ای بررسی خواهیم کرد.

نمودار کندل استیک (شمعی)

گرچه نمودارهای مختلفی مانند نمودارهای خطی و نمودارهای میله ای وجود دارد اما نمودارهای شمعی یکی از موثرترین نمودارها است.

نمودارهای شمعی که از یک قرن پیش در ژاپن شکل گرفتند، حجم حرکت قیمت را در رنگ های مختلف بصورت تصویری نشان می دهند، اغلب برای شمع مثبت سبز و شمع منفی قرمز است.

هر شمع چهار جز حیاتی را برای بازه زمانی مورد نظر نشان می دهد:

  • قیمت باز شدن
  • قیمت بالا
  • قیمت پایین
  • قیمت بسته شدن

این مولفه ها نه تنها انبوهی از اطلاعات مفید را در قالب آسان و مختصری برای خواندن فراهم می کنند، بلکه امکان شناسایی الگوهای مختلف شمعی را نیز فراهم می کنند. در حالی که انواع الگوهای شمعی زیادی وجود دارد.

نمودار خطی

نمودار خطی

یکی از ساده ترین انواع نمودار در تحلیل تکنیکال، نمودارهای خطی هستند و ثبت قیمت بسته شدن معاملات را در هر تایم‌ فریم نشان میدهند. در نمودار های خطی تایم فریم یک روزه، فقط یک نقطه در هر روز بر روی نمودار نمایش میدهند که این نقطه آخریت قیمت معامله شده در آن روز میباشد.

نمودار خطی از تایم فریم یک روزه حاصل میشوند و نقاط به دست آمده در هر روز به یکدیگر متصل میشوند.

تنها مشکل و نقطه ضعف این نوع نمودار ثبت قیمت نهایی است. به این معنی که برای معاملات انجام شده در روز ارزشی قائل نمی شود و تنها قیمت نهایی روز دارای ارزش است.

البته که بسیاری از معامله گران برای تایید شکست‌های حمایتی و مقاومتی از قیمت بسته شدن استفاده می‌کنند، بدین جهت قیمت نهایی از اهمیت بیشتری برخوردار است.

اندیکاتور یا شاخص ها

شاخص های معاملاتی رمزارزها صرفاً تجزیه و تحلیل فنی منظم در زمینه ارزهای دیجیتال هستند:

میانگین متحرک

میانگین قیمت بسته شدن سهام در مدت زمان مشخص است. این ابزار یک شاخص محبوب و آسان است که نوسان قیمت را هموارتر می کند و تصویری واضح تری از قیمت متوسط دارایی دیجیتال را در مدت زمان مشخص ارائه می دهد.

میانگین متحرک دو نوع اصلی دارد:

  • میانگین های متحرک ساده
  • میانگین متحرک نمایی

میانگین های متحرک ساده از میانگین حساب مجموعه ای از قیمت ها استفاده می کنند، در حالی که میانگین های متحرک نمایی وزن بیشتری به اقدام قیمت های اخیر می دهند.

باند های بولینگر

باندهای بولینگر یک شاخص فنی است که به واسطه بازرگان برجسته جان بولینگر ایجاد شد.

نوسانات به نرخی گفته می شود که قیمت یک دارایی می تواند افزایش یا کاهش یابد. نوسانات بالاتر به این معنی است که دارایی می تواند به طور بالقوه در محدوده ارزش بیشتری به سرعت در حال نوسان باشد.

این شاخص برای اندازه گیری نوسانات بازار و در موارد دیگر تحلیل گران تکنیکال برای معاملات معکوس روند استفاده می شود. به طور خلاصه، گروههای بولینگر به شما می گویند که بازار در چه شرایطی به سر میبرد.

میانگین واگرایی همگرایی متحرک (MACD)

واگرایی همگرایی متحرک (یا MACD) یک نوع اندیکاتور است که ترکیبی از دو میانگین متحرک را بررسی می کند:

  • میانگین متحرک کوتاه مدت
  • میانگین متحرک بلند مدت

این دو میانگین متحرک برای شناسایی روند فعلی و اگر تغییری در حرکت ایجاد شود، با هم ترکیب می شوند.

توضیح و تفسیر خطوط MACD می تواند به شرح زیر توضیح داده شود:

اگر خط آبی (خط MACD) بالاتر از خط نارنجی باشد (خط سیگنال)، حرکت صعودی است.

برعکس، اگر خط آبی زیر خط نارنجی باشد، حرکت نزولی است.

هنگامی که خطوط واگرا می شوند، این نشان دهنده تقویت روند فعلی است در حالی که همگرایی روند معکوس را نشان می دهد. هنگام عبور خطوط، احتمال تأیید تغییر حرکت وجود دارد.

شاخص مقاومت نسبی

آخرین ابزاری که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت، شاخص مقاومت نسبی است. مقاومت نسبی یک شاخص حرکت است که در درجه اول برای شناسایی خرید یا فروش بیش از حد رمزارز استفاده می شود. به طور مرسوم، مقادیر RSI وقتی عدد بیش از 70 را نشان می دهد که دارایی دیجیتال بیش از حد خریداری شده است و مقادیر ک متر از 30 نشان دهنده فروش بیش از حد است.

با این حال، وقتی صحبت از بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال می شود، RSI نمی تواند مطمئن ترین شاخص باشد. بیت کوین ثابت کرده است که مستعد روند صعودی طولانی است که قیمت آن را مکرراً می بیند و اغلب اوقات بیش از حد خریداری می شود.

محدودیت های تحلیل تکنیکال

استدلالی که برای منتقدان می‌ توان به کار برد این است که بر اساس فرضیه بازار کارا، قیمت یک سهام یا ارز دیجیتال در بازار مالی بازتاب تمام پارامترهایی است که بر روی آن تاثیرگذار است (یا می‌تواند تاثیرگذار باشد). این مورد شامل فاکتورهای فاندامنتال نیز می‌شود که ما را از دخالت دادن پارامترهای دیگری جز قیمت و حجم در تصمیم‌ گیری‌های مالی معاف می‌کند. تنها چیزی که برای تحلیل‌گران تکنیکال معنی دارد، آنالیز حرکات قیمتی است که به نظر ‌آن‌ ها محصول «عرضه و تقاضا» برای یک دارایی خاص در بازار مالی است.

با توجه به اینکه فرضیه بازار کارا از فرضیات اساسی تحلیل تکنیکال است، ممکن است دلیل یکی از محدودیت های آن نیز باشد. همه اطلاعات گذشته و حال بر اساس فرضیه قیمت‌های بازار، منعکس میشود. در نتیجه هیچ راهی برای به دست آوردن سود از روندهای بازار نیست مگر اینکه بازار کارآمدی لازم را نداشته باشد. تحلیلگران بنیادی معتقدند که بازار می‌تواند کارا باشد، اما همه اطلاعات در قیمت گذشته و حال وجود ندارد و قیمت‌ها به صورت تصادفی حرکت می‌کنند.

دومین انتقادی که بر تحلیل تکنیکال وارد میشود این است که این روش در برخی اوقات کاربرد دارد. به عنوان مثال اگر معامله‌ گران حدود ضرر مشابهی برای یک سهم خاص در نظر بگیرند، وقتی سهم به قیمت نزدیک حد ضرر برسد بسیاری از سهامداران اقدام به فروش می‌کنند و این موضوع باعث میشود که قیمت سهم پایین بیاید و پیش‌بینی‌ها را تایید کند و اینگونه برداشت شود که روند پیش‌بینی شده تحلیل تکنیکال درست بوده است.

تحلیل تکنیکال: آموزش انواع روش‌های تحلیلی، از کجا شروع کنیم؟

فعالیت در بازارهای مالی بدون استفاده از روش‌های تحلیلی تفاوتی با قمار ندارد! تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) و تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) دو روش اصلی تحلیل در بازارهای مالی هستند. تحلیلگران تکنیکال بازار را با استفاده از داده‌های تاریخی مانند قیمت و حجم تحلیل می‌کنند. در حالی که تحلیلگران بنیادی به دنبال محاسبه‌ی ارزش ذاتی با استفاده از فاکتورهایی مانند درآمد، سود، دارایی، بدهی و… هستند.

در این مطلب از چشم بورس سعی می‌کنیم شما را با تحلیل تکنیکال، سبک‌های مختلف و مزایا و معایب آن آشنا کنیم. اگر چیزی از تکنیکال نمی‌دانید و یا پس از امتحان کردن سبک‌های مختلف سردرگم هستید، با ما همراه باشید.

تحلیل تکنیکال چیست

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال چیست؟

تکنیکال پیش‌بینی آینده و شکار فرصت‌های معاملاتی با استفاده از اطلاعات نمودارهای قیمت و حجم است. تکنیکالیست‌ها به دنبال پاسخی برای این سوال هستند: روند فعلی ادامه‌دار خواهد بود یا خیر؟

تحلیلگران تکنیکال از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کنند. برخی از تکنیکالیست‌ها به خطوط روند سوگند یاد می‌کنند، برخی از نمودارهای شمعی استفاده می‌کنند و گروهی دیگر ترجیح می‌دهند بر اساس اندیکاتورها بازار را تحلیل کنند. حرفه‌ای‌ها نیز با ترکیب روش‌های مختلف، یک استراتژی کارآمد برای ورود و خروج طراحی می‌کنند.

پیش‌فرض‌های تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال بر 3 فرض اساسی استوار است:

  • همه چیز در قیمت نهفته است. هر فاکتوری که بتواند در قیمت تاثیر‌گذار باشد اعم از فاکتورهای بنیادی، اخبار سیاسی و… در قیمت یک سهم لحاظ شده است.
  • گذشته تمایل دارد که تکرار شود. محرک‌های روانشناسی بازار یعنی ترس و طمع تغییر نمی‌کنند و تاریخ تکرارپذیر است.
  • قیمت در روند نمودار و بر اساس الگوهای مشخصی حرکت می‌کند. گذشته در مسیر روندهای بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت تکرار می‌شود. به عبارت دیگر، حرکت‌های قیمت تصادفی نیست.

تاریخچه‌ای مختصر از تحلیل تکنیکال

چند صد سال است که از تحلیل تکنیکال برای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار استفاده می‌شود. در قرن هفدهم، ژوزف دلا وگا تکنیک‌های اولیه‌ی تکنیکال را برای پیش‌بینی بازارهای هلند استفاده می‌کرد. با این حال، تحلیل تکنیکال به شکل امروزی مدیون تلاش‌های چارلز داو، ویلیام پی همیلتون، روبرت رئا و… است.

در سال 1948 رابرت دی ادواردز و جان مگی، مجموعه‌ای جامع با نام تحلیل تکنیکال روندهای سهام منتشر کردند. همزمان در شرق نیز معامله‌گران ژاپنی الگوهای شمعی را برای تحلیل قیمت برنج معرفی کردند. سال 1990 و با ظهور بازارهای دیجیتال الگوهای شمعی توسط تحلیلگران آمریکایی رایج شدند. این الگوها تا به امروز از مهم‌ترین روش‌های تحلیل بازارهای مالی است. بسیاری از تکنیکالیست‌ها الگوهای شمعی را پایه‌ی تکنیکال و دروازه‌ی ورود به آن می‌دانند.

انواع نمودارهای قیمت

نمودار قیمت، تغییرات قیمت اوراق بهادار را نسبت به زمان نمایش می‌دهد. محور افقی زمان و محور عمودی قیمت را نشان می‌دهد. نمودارهای قیمت به شکل‌های مختلفی نمایش داده می‌شود که به صورت مختصر آنها را شرح خواهیم داد.

نمودار خطی

نمودار خطی در تحلیل تکنیکال

نمودار خطی در تحلیل تکنیکال

نمودارهای خطی ساده‌ترین نوع نمودارهای قیمت هستند. این نمودار با وصل کردن قیمت‌های بسته شدن بازار رسم می‌شود. آنها به ساده‌ترین شکل تغییر قیمت در طول زمان را نشان می‌دهند. برای تشخیص الگوهای قیمتی مفید هستند و معمولا معامله‌گران مبتدی از این نمودارها استفاده می‌کنند.

نمودار میله‌ای

نمودار میله‌ای در تحلیل تکنیکال

نمودار میله‌ای در تحلیل تکنیکال

نمودارهای میله‌ای علاوه بر قیمت بسته شدن، قیمت باز شدن و همچنین بالاترین و پایین‌ترین قیمت در یک دوره‌ی معاملاتی را نشان می‌دهند. خط عمودی بازه‌ی قیمتی در یک دوره‌ی معاملاتی را نمایش‌ می‌دهد. خطوط افقی نشان‌دهنده‌ی قیمت باز و بسته شدن سهم هستند. خط افقی در سمت چپ قیمت باز شدن و خط افقی سمت راست قیمت بسته شدن را مشخص می‌کند.

هر میله یک جزیره‌ی واحد است و رفتار قیمت در یک بازه‌ی زمانی را نشان می‌دهد. مجموع میله‌ها نیز در کنار هم روند حرکت قیمت را مشخص می‌کنند.

نمودار شمعی

نمودار شمعی در تحلیل تکنیکال

نمودار شمعی در تحلیل تکنیکال

نمودارهای شمعی (کندل استیک) بسیار شبیه به نمودارهای میله‌ای هستند. محدوده‌ی ضخیم، قیمت باز و بسته شدن بازار را نمایش می‌دهد. سایه‌ی (فتیله‌) بالایی، بالاترین قیمت در دوره‌ی معاملاتی را نمایش می‎دهد. سایه‌ی پایین نیز نشان‌دهنده‌ی پایین‌ترین قیمت در طول دوره‌ی معاملاتی است. اگر قیمت در دوره‌‎ی زمانی، صعودی باشد شمع سبز رنگ (یا توپر) و اگر نزولی باشد شمع قرمز رنگ (یا توخالی) است.

تحلیلگران تکنیکال بیشتر از نمودارهای شمعی و میله‌ای استفاده می‌کنند. نمودارهای شمعی نسبت به نمودارهای میله‌ای خواناتر هستند.

سبک‌های مختلف تحلیل تکنیکال

حمایت و مقاومت و روندها

حمایت محدوده‌ی قیمتی است که تقاضا بر عرضه غلبه می‌‌کند. خطوط حمایت از اتصال کف‌های (دره‌ها) نمودار به همدیگر رسم می‌شوند. در محدوده‌های حمایتی احتمال ریزش بیشتر قیمت کم است.

مقاومت نقطه‌ی مقابل حمایت است. در این نقاط قدرت عرضه افزایش می‌یابد. مقاومت با اتصال سقف‌های (قله‌ها) نمودار به همدیگر رسم می‌شود و احتمال ریزش قیمت در این محدوده بالاست.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

روندها جهت بازار را مشخص می‌کنند. اگر نمودار قیمت سقف‌ها و کف‌های بالاتر ثبت کند روند صعودی است. همچنین با ثبت سقف‌ها و کف‌های پایین‌تر، قیمت وارد روند نزولی می‌شود. جهت روند را با خطوط روند مشخص می‌کنند. خطوط روند در اصل محدوده‌های حمایت و مقاومتی هستند.

فیبوناچی

نسبت‌های فیبوناچی را ریاضیدان ایتالیایی به نام لئوناردو فیبوناچی کشف کرده است. خطوط فیبوناچی براساس این نسبت‌ها رسم می‌شوند. تحلیلگران تکنیکال معتقدند این خطوط محدوده‌های مهم برگشت بازار را مشخص می‌کنند.

خطوط فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

الگوهای قیمتی

الگوهای قیمتی شکل‌های تکرارشونده در نمودار قیمت هستند. گفتیم که تکرارپذیری یکی از پیش‌فرض‌های تحلیل تکنیکال است. الگوها به دو دسته‌ی بازگشتی و ادامه‌دهنده تقسیم می‌شوند. تحلیلگران تکنیکال با شناسایی این الگوها محدوده‌های بازگشت یا ادامه‌ی بازار را شناسایی می‎‌کنند. مثلث، پرچم، فنجان و دسته، سر و شانه تنها برخی از الگوهای قیمتی مهم هستند.

اندیکاتورها

اندیکاتورها و اوسیلاتورهای تکنیکال با استفاده از محاسبات ریاضی روی قیمت و حجم به دست می‌آیند. به بیان دیگر، اندیکاتورها ابزارهای کمکی برای تفسیر بهتر نمودارها هستند. اندیکاتورهایی که روی نمودار رسم همپوشان (Overlay) نام دارند. برخی دیگر از اندیکاتورها در یک نمودار جدا نمایش داده می‌شوند و اوسیلاتور نام دارند.

میانگین متحرک، باند بولینگر و SAR از مهمترین اندیکاتورهای همپوشان هستد. از مهم‌ترین اوسیلاتورها نیز می ‌توان به مکدی (MACD)، شاخص قدرت نسبی (RSI) و استوکاستیک اشاره کرد.

ایچیموکو

ایچیموکو تنها یک اندیکاتور نیست بلکه یک استراتژی معاملاتی بسیار کارآمد است. با این اندیکاتور جهت روندها و سطوح حمایت و مقاومت شناسایی می‌شوند. ایچیموکو در اصل بر اساس میانگین‌های متحرک رسم می‌شود و در یک نمودار سه اندیکاتور متختلف را در اختیار معامله‌گران قرار می‌دهد.

ایچیموکو تحلیل تکنیکال

ایچیموکو در تحلیل تکنیکال – خطوط تنکان، کیجون، سنکو و چیکو و ابر ایچیموکو

پرایس اکشن

تحلیلگران سبک پرایس اکشن اندیکاتورها را ابزارهایی با اطلاعات سوخته می‌دانند. آنها معتقدند که باید با نمودار خام ترید کرد. تمرکز اصلی پرایس اکشن بر حرکت قیمت در طول زمان است. تحلیلگران این سبک با استفاده از خطوط روند و الگوهای شمعی به دنبال پیش‌بینی حرکت قیمت بدون هیچ تاخیری هستند. پرایس اکشن از سبک‌های بسیار محبوب در بازارهای دوطرفه مانند بازار فارکس است.

تکنیکال یا فاندامنتال؟

تکینکال و بنیادی دو مکتب اصلی تحلیل بازار هستند. هر دو سبک برای پیش‌بینی روند آتی بازار استفاده می‌شوند و بدیهی است هر کدام موافقان و مخالفان خود را دارند.

تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی اوراق بهادار بر اساس ارزش ذاتی است. تحلیلگران بنیادی همه فاکتورها از وضعیت اقتصاد کلان و صنعت گرفته تا وضعیت مالی و مدیریت شرکت‌ها را مطالعه می‌کنند. درآمدها، هزینه‌ها، دارایی‌ها و بدهی‌ها از مهم‌ترین فاکتورهای تحلیل بنیادی هستند.

در نقطه‌ی مقابل ورودی‌های تحلیل تکنیکال فقط قیمت و حجم هستند. فرض اساسی تکنیکال این است که تمام فاکتورهای بنیادی، سیاسی وغیره در قیمت نهفته است. تحلیلگران تکنیکال ارزش ذاتی یک اوراق بهادار را اندازه‌گیری نمی‌کنند، بلکه با استفاده از نمودارها به دنبال پیش‌بینی روندها هستند. مثال‌های زیادی از تحلیلگران موفق هر دو سبک وجود دارد. برخی نیز ترکیبی از هر دو سبک را استفاده می‌کنند.

تحلیل تکنیکال روشی بسیار سریع و ساده است. در نقطه‌ی مقابل تحلیل بنیادی روشی پیچیده و وقت‌گیر است. شما کدامیک را ترجیح می‌دهید؟ به سرعت به حرکات بازار واکنش نشان دهید یا اینکه آهسته اما مطمئن‌تر گام بردارید؟ برای روشن‌تر شدن موضوع بهتر است مزایا و معایب تحلیل تکنیکال را بررسی کنیم.

مزایای تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال ساده و انعطاف‌پذیر است. آن را می‌توان در هر بازاری که بر اساس مکانیزم عرضه و تقاضا کار می‌کند استفاده کرد. در نقطه‌ی مقابل تحلیل بنیادی هر بازار و صنعت را به صورت تخصصی تحلیل می‌کند. در بازارهای سهام بورس، رمزارزها، کالا و فارکس می‌توانیم از تحلیل تکنیکال استفاده کنیم.

فرقی نمی‌کند معامله‌گر ساعتی روزانه و یا بلندمدت باشید. تکنیکال در همه‌ی دوره‌های زمانی کارایی دارد. تحلیل بنیادی اینگونه نیست و معامله‌گران معمولا نگاه میان‌مدت و بلندمدت به بازار دارند.

سرعت بالا دیگر مزیت تحلیل تکنیکال است. در تحلیل بنیادی باید فاکتورهای زیادی از شرایط اقتصادی گرفته تا صورت‌های مالی شرکت‌ها را بررسی کنید. ولی تکنیکالیست‌ها تنها با چند کلیک و با استفاده از نمودارها به سرعت خود را با بازار هماهنگ می‌کنند.

معایب تحلیل تکنیکال

مهم‌ترین مشکل در تحلیل تکنیکال وجود تفسیرهای مختلف از نمودارهای قیمت است. افراد با روش های متفاوت نمودارها را تحلیل می‌کنند و ممکن است تفسیرهای متفاوت و حتی متضادی از یک نمودار وجود داشته باشد.

ابزارهای مختلف تحلیل تکنیکال سیگنال‌هایی متفاوت و گاه متضاد صادر می‌کنند. ممکن است در شرایط یکسان اندیکاتوری سیگنال خرید و اندیکاتور دیگر سیگنال فروش صادر کند.

برخی معتقدند تکنیکال علم توجیه است! تعصبات و شایعات باعث می‌شوند معامله‌گران نمودارها را به شکلی تحلیل کنند که همسو با تعصبات شخصی آنها باشد.

منابع مفید برای یادگیری تحلیل تکنیکال

منابع زیادی برای تحلیل تکنیکال وجود دارد. با استفاده از کتاب و مقالات اینترنتی می‌توانید به یک تحلیلگر حرفه‌ای تبدیل شوید. ما نیز در چشم بورس تلاش می‌کنیم مجموعه‌ای جامع از سبک‌های مختلف تحلیل تکنیکال را کاملا رایگان آموزش دهیم. کتاب‌هایی که در ادامه معرفی می‌شوند منابعی مفید برای یادگیری تکنیکال هستند:

  • تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه؛ جان مورفی
  • داینامیک تریدینگ (معامله‌گری پویا)؛ رابرت سی ماینر
  • دوره‌ی نمودارهای شمعی؛ استیو نیسون
  • معامله با بهترین الگوهای نموداری؛ توماس بولکوفسکی
  • راهنمای کامل اندیکاتورها و نمودارهای رایج در تحلیل تکنیکال؛ استیون بی اکلیس
  • مرجع کامل امواج الیوت در بازارهای سرمایه؛ علی محمدی
  • سیستم معاملاتی ایچیموکو در بازارهای سرمایه؛ مانش پاتل
  • پرایس اکشن روندها؛ ال بروکز

سخن آخر

در این مطلب در مورد تحلیل‌ تکنیکال و سبک‌های مختلف آن سخن گفتیم. مزایا و معایب سبک‌های مختلف را بررسی کردیم تا تصویر روشنی از این سبک تحلیلی ارائه دهیم. به نظر ما هیچ سبکی کامل نیست. تکیه کردن بیش از حد به تکنیکال با ریسک زیادی همراه است. معامله‌گران موفق تکنیکال را در کنار روانشناسی و مدیریت سرمایه استفاده می‌کنند. اینها سه پایه‌ی اصلی موفقیت در بازارهای مالی هستند.

خود را به یک سبک محدود نکنید. می‌توانید با استفاده از تحلیل بنیادی سهم‌های ارزنده را شناسایی کنید و با تحلیل تکنیکال نقاط دقیق ورود و خروج به بازار را شناسایی کنید.

سوالات متداول

تحلیل تکنیکال بررسی و پیش‌بینی روند بازار بر اساس حجم و قیمت است.

هر دوی این روش‌ها برای پیش‌بینی آینده بازار استفاده می‌شوند. در تحلیل بنیادی با ارزش ذاتی شرکت‌ها و میزان سودسازی آنها کار داریم. در نقطه‌ی مقابل تحلیل تکنیکال تنها از نمودار قیمت استفاده می‌کند. تکنیکالیست‌ها معتقدند همه چیز در چارت قیمت وجود دارد.

تریدرهای موفق از سبک‌های مختلفی استفاده می‌کنند. نمی‌توان گفت کدامیک بهتر است. حتی می‌توانید بنیادی و تکنیکال را در کنار هم استفاده کنید.

نمودارهای مختلفی در تحلیل تکنیکال استفاده می‌شوند. محبوب‌ترین آنها نمودار شمعی است. علاوه بر این نمودار میله‌ای و خطی نیز پرکاربرد هستند. نمودارهای دیگری نیز وجود دارند مانند هیکن آشی و هالو چارت که کمتر استفاده می‌شوند.

خیر! روش‌های تحلیلی صرفا برای کاهش ریسک معاملات استفاده می‌شوند. نتایج تکنیکال به صورت تضمین شده نیستند. به همین دلیل رعایت مدیریت ریسک و سرمایه بسیار حیاتی است.

تحلیل تکنیکال چیست؟

یکی از علوم و فنون موردنیاز سرمایه‌گذاران در بورس ایران و سایر بازارهای مالی، تحلیل تکنیکال می‌باشد.

اما تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال علم و فن پیش‌بینی آینده قیمتها بر اساس رفتار گذشته بازار می‌باشد. شاید درک این تعریف کمی سخت باشد لذا با تعریفی ساده‌تر به معرفی تحلیل تکنیکال می‌پردازیم: قیمت یک کالای پر نوسان را در نظر بگیرید، با بررسی‌هایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که قیمت این کالا به مدت ۸ سال متوالی در تیرماه افزایش قابل توجهی یافته است؛ لذا می‌توانیم این احتمال را در نظر بگیریم که در سال نهم در تیر ماه مجدداً قیمت این کالا افزایش یابد.
حال کمی با زبان بورسی توضیحاتی ارائه می‌کنیم؛ علم تحلیل تکنیکال با بررسی نمودار قیمت و زمان در گذشته، اطلاعاتی را از نمودار استخراج می‌کند که احتمال رخ دادن آن در آینده نمودار نیز وجود دارد لذا با کنار هم گذاشتن کلیه موارد استخراج شده از نمودار بهترین نقاط ورود و خرج از سهم را شناسایی می‌کند.

تحلیل تکنیکال

آشنایی با اصول تحلیل تکنیکال

اصول اساسی تحلیل تکنیکال، شامل سه اصل کلی است:

۱- همه چیز در نمودار قیمت نهفته است.

این اصل مبنای تحلیل تکنیکال است. ابتدا باید به درک درستی از این اصل برسیم تا تحلیل تکنیکال را بشناسیم. تحلیلگر تکنیکال می‌داند که همه عوامل تأثیر گذار روی قیمت سهم، در نمودار لحاظ شده است. یعنی تحلیل قیمت‌ها تمام چیزی است که به آن نیاز دارد. اگر عرضه از تقاضا بیشتر شد قیمت‌ها افزایش می‌یابند و چنانچه تقاضا بیش از عرضه باشد قیمت‌ها کاهش خواهند یافت. تحلیل تکنیکال تغییرات قیمت‌ها را از روی نمودار بررسی می‌کند و با علل روانشاختی و عواملی که موجب تغییر قیمت می‌شوند (مانند عوامل اقتصادی و سیاسی و..) کاری ندارد. اگر اصل اول تحلیل تکنیکال را بپذیریم یعنی پذیرفته‌ایم که قیمت، همه چیز است.

۲- احتمالاً تاریخ تکرار می‌شود.

اصل تاریخ تکرار می‌شود یعنی افرادی که در بورس خرید و فروش می‌کنند معمولاً در برابر نوسانات قیمت واکنش‌های مشابهی نشان می‌دهند، مجموع این واکنش‌ها منجر به شکل گیری الگوهای نموداری می‌شود. از الگوهای نموداری برای تحلیل تغییر قیمت‌ها استفاده می‌شود. الگوهای نموداری ۵۰ سال قبل هنوز کاربرد دارند و اصل تاریخ تکرار می‌شود به این موضوع اشاره دارد.

۳- قیمت‌ها از روند مشخصی تبعیت می‌کنند.

روند به معنای جهت حرکتی قیمت‌ها می‌باشد. به فرض مثال وقتی از روند صعودی صحبت می‌کنیم به حرکت افزایشی قیمتها اشاره داریم. تحلیلگران تکنیکال بر این باورند که قیمت‌ها از روندها تبعیت می‌کنند. قیمت‌ها گرایش دارند که روند فعلی خود را حفط کنند. تحلیلگران معتقدند که تغییر جهت روندها بر اساس عوامل خارجی است یعنی جهت حرکت قیمت در آینده تغییر نخواهد کرد مگر اینکه عوامل خارجی بر آن اثر گذاشته باشند.

روند بازار

آیا گذشته می‌تواند برای پیش‌بینی آینده مورد استفاده قرار گیرد؟

کارایی اطلاعات مربوط به گذشته برای پیش بینی آینده، همیشه مورد سؤال برخی بوده است. استفاده از اطلاعات گذشته در بسیاری از شاخه‌های علوم مانند هواشناسی کاربرد دارد. بررسی گذشته قیمت‌ها در دسته علم آمار قرار‌ می‌گیرد و در تمام تحلیل‌های زمانی، داده‌های آماری گذشته مورد بررسی قرار می‌گیرند. ارزشمندترین اطلاعات مربوط به گذشته است و می‌توان از آن برای پیش‌بینی آینده استفاده نمود. مجدداً بر روی واژه پیش‌بینی تاکید داریم و احتمالاً شما تفاوت بین پیش‌بینی و پیش‌گویی را می‌دانید.

انعطاف‌پذیری و سازگاری تحلیل تکنیکال

بزرگ‌ترین مزیت تحلیل تکنیکال تطبیق پذیری و تنوع بالای آن برای انواع معاملات در زمان‌های مختلف می‌باشد. اصول تحلیل تکنیکال را می‌توان در تمام بازارها به کار برد. بازار بورس ذاتاً نوسانات زیادی دارد و در بازه‌های زمانی مختلف می‌تواند فعال‌تر یا آرام‌تر شود. تحلیلگر تکنیکال این انعطاف پذیری و سازگاری را دارد که بر قسمت‌های فعال بازار متمرکز شود و در بازه زمانی خاصی یک روند را انتخاب کند یا روندی را حذف نماید.
به زبان ساده علم تحلیل تکنیکال در تمام بازارها از بورس تهران تا بورس نیویورک کاربرد دارد، در واقع هر نمودار قیمت و زمانی تاریخچه‌ای از خود ساخته که این تاریخچه توسط علم تحلیل تکنیکال قابل تحلیل است.

آیا سرمایه‌گذاری بر اساس تحلیل تکنیکال منطقی است؟

دیدگاه‌های متفاوتی در مورد کارایی تحلیل تکنیکال وجود دارد که به بررسی آن‌ها می‌پردازیم. دیدگاه اول به بررسی عدم مقبولیت تحلیل تکنیکال نزد مراجع دانشگاهی می‌پردازد. در گذشته دلایل موجهی از سوی مراجع دانشگاهی برای رد تحلیل تکنیکال وجود داشت. چندین سال قبل بعضی از اقتصاددانان عقیده داشتند قیمت هر سهم، از رفتارهای سرمایه گذار تأثیر می‌پذیرد و اطلاعات بازار تاثیرچندانی بر آن ندارد. امروزه با دانش و آگاهی بیشتر نسبت به تحلیل تکنیکال و مطالعات و تحقیقات دانشگاهی صورت گرفته، کارائی استراتژی‌های تحلیل تکنیکال ثابت شده است. این بررسی‌ها نشان می‌دهد که با استفاده از استراتژی‌های بسیار ساده تحلیل تکنیکال، می‌توان در طولانی مدت سود خوبی بدست آورد. دیدگاه دوم اعتقاد به عدم استفاده سرمایه گذاران بزرگ از تحلیل تکنیکال است. این دیدگاه نادرست است، چرا که در سال‌های گذشته شرکت‌ها و سرمایه داران بزرگی از مشاوران تحلیل تکنیکال استفاده کرده‌اند. البته موفقیت یا عدم موفقیت تمام روش‌های سرمایه گذاری باید بر مبنای موفقیت سرمایه گذاران بزرگ سنجیده شود نه شکست‌های افرادی که روش صحیح سرمایه گذاری را نفهمیده‌اند. دیدگاه بعدی این است که تحلیل گران تکنیکال تحلیل تکنیکال تنها برای سرمایه گذاری‌های کوچک و یا نوسان گیری از بازار مناسب است. دیدگاه چهارم بیان می‌کند که تنها معامله گران خرد و کوچک از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. این دیدگاه هم نادرست است، چرا که امروزه بسیاری از شرکت‌های بزرگ و موفق به شکل گسترده از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. البته برخی دیگر تحلیل تکنیکال را مناسب معاملات کوتاه مدت و معاملات مبتنی بر الگوریتم‌های کامپیوتری می‌دانند اما حقیقت این است که حتی پیش از مرسوم شدن تحلیل با کامپیوتر، از تحلیل تکنیکال استفاده می‌شد. دیدگاه پنجم بیان می‌کند که درصد موفقیت تحلیل تکنیکال کم است. با بررسی سوابق تحلیلگران تکنیکالی که بیش از ۵ سال سابقه دارند، نادرستی این دیدگاه ثابت می‌شود. این افراد معتقدند که تحلیل تکنیکال تأثیر بالایی در موفقیت دارد البته شاید عده‌ای از افراد به علت تجربه و سابقه کمی که دارند، معتقد به تأثیر پایین تحلیل تکنیکال در موفقیت باشند. دیدگاه آخر بیان می‌کند تحلیل تکنیکال بورس از روی نمودار بسیار ساده و سریع است. این دیدگاه هم غلط است. برخی ادعا می‌کنند که با یک آموزش ۲۰ ساعته تمام تحلیل تکنیکال بورس ایران را به شما آموزش می‌دهند! این حرف نادرستی است چرا که تداوم معاملات موفق و کسب سودهای بزرگ نیازمند درک عمیق و شناخت صحیح تحلیل تکنیکال می‌باشد.

تحلیلگر تکنیکال کیست؟

از فردی که تحلیل تکنیکال انجام می‌دهد با نام‌های چارتیست، تحلیلگر بازار یا تحلیل گر نموداری نام برده می‌شود. در گذشته همه این نام‌ها معانی یکسانی داشتند.
تحلیلگر تکنیکال ویژگی‌های منحصر به فردی دارد؛ او به نمودار قیمت ایمان دارد و بدون توجه به شایعات و اخبار معتقد است که تمام عوامل تأثیر گذار بر قیمت در نمودار قیمت نهفته است. تحلیلگر تکنیکال با بررسی گذشته نمودار بهترین نقاط ورود و خروج را شناسایی می‌کند و با صبر و حوصله منتظر تحقق پیش بینی‌های خود می‌باشد.

آیا کامپیوترها هم می‌توانند یک تحلیل گر تکنیکال باشند؟

امروزه از کامپیوتر در تحلیل معاملات بورس استفاده می‌شود. معاملاتی که با الگوریتم‌های کامپیوتری انجام شود، معاملات الگوریتمی نام دارد. معاملات الگوریتمی معاملاتی هستندکه با استفاده از الگوریتم‌های کامپیوتری انجام شوند. معاملات الگوریتمی می‌تواند اثر مستقیم یا غیر مستقیم داشته باشند.

آموزش بورس قسمت 26 – کاربرد تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال در بورس مزایا و معایب

به صورت سنتی دو روش برای تحلیل قیمت سهام در بازارهای مالی وجود دارد: تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال. به افرادی که با استفاده از تحلیل تکنیکال، قیمت آتی سهام را پیش بینی می کنند، اصطلاحا تحلیل گر تکنیکال و افرادی را که با استفاده از داده های اقتصادی و صورت های مالی شرکت به پیش بینی می پردازند را تحلیل گر فاندامنتال می گویند.

همیشه اختلافاتی بین تحلیلگران تکنیکال و بنیادی در خصوص پیش بینی قیمت سهام وجود داشته است. بایستی خاطر نشان کرد که هر یک از این روش ها دارای نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود بوده که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد. همچنین به نظر می رسد بهترین کار در این بین استفاده ترکیبی از هر دو روش می باشد.

کاربرد تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال در بورس مزایا و معایب

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

در تحلیل بنیادی، سهامدار بورس با تجزیه و تحلیل داده های مربوط به صورت های مالی و بررسی پارامترهای اقتصادی کلان کشور و همچنین وضعیت صنعت مورد نظر، صورت های مالی و طرح های توسعه ای خود شرکت، وضعیت سهام یک شرکت را مورد بررسی قرار می دهد تا ارزش ذاتی سهم را شناسایی نماید.

بر اساس نظریه بنیادی، قیمت در بلند مدت به سوی ارزش ذاتی میل می کند. در نتیجه هر گاه در فرآیند ارزش گذاری بنیادی سهام، فاصله یا شکافی بین ارزش ذاتی محاسبه شده و قیمت روز سهم مشاهده شود، از این قضیه برای نتیجه گیری در مورد ارزندگی یا عدم ارزندگی و در نتیجه خرید یا فروش سهم استفاده می شود. هدف تحلیل بنیادی برقرار ساختن رابطه علت و معلول بین حرکات قیمت و اخبار اقتصادی است.

مثلا اگر سرمایه گذار ، ارزش ذاتی سهم ایران خودرو را ۳۰۰ تومان برآورد کند و قیمت سهم ایران خودرو در حال حاضر در بازار ۱۵۰ تومان باشد، بر اساس اصول تحلیل بنیادی، سهام ایران خودرو خریدنی است چون پایین تر از ارزش ذاتی خود در بازار معامله می شود.

یکی از ایرادات وارده به تحلیل بنیادی ، مشخص نبودن زمان مناسب برای خرید یا فروش سهام و همچنین مدت زمان مورد انتظار برای رسیدن قیمت سهم به ارزش ذاتی خود می باشد. دومین ایراد وارده این است که اتکای زیاد این روش به اخبار و اطلاعات و عدم شفافیت اطلاعاتی در بین شرکت ها در ایران، برآورد ارزش ذاتی سهام را مشکل می سازد.

کاربرد تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال در بورس مزایا و معایب

تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال با مطالعه قیمت ها و حجم مبادلات سهم در گذشته، حرکت های آینده قیمت سهم پیش بینی می شود. اساس این تحلیل بر استفاده از نمودار و رابطه های ریاضی استوار است تا بدین نحو با کشف روندهای تغییر قیمت، فرصت های خرید و فروش مشخص شود. برای انجام تحلیل تکنیکال به هیچ اخبار و اطلاعاتی به جز نمودار قیمت سهام احتیاج نداریم. با بررسی رفتار قیمت و تشخیص حمایت ها و مقاومت ها و الگوهایی که وجود دارند و ترکیب آنها با همدیگر، باعث می شود شناخت سرمایه گذاران نسبت به ساختار بازار و چگونگی معاملات در قیمت های مختلف بیشتر شود.

تحلیل تکنیکال بر ۳ فرض اساسی بنیان نهاده شده است: اول اینکه همه اطلاعات در قیمت لحاظ شده است. دوم اینکه تاریخ تکرار می شود و سوم اینکه تغییرات قیمت دارای نظم و الگوی خاص و قابل تفسیر است.

*نقاط قوت تحلیل تکنیکال :

1. زمان مناسب برای ورود به معاملات را به ما نشان می دهد و همچنین برای معاملات می توان برآورد زمانی انجام داد.

2. این روش تحلیل در بازه های زمانی مختلف کاربرد دارد. چه معامله گران روزانه چه معامله گران چند روزه و کوتاه مدت و چه خریداران میان مدت و چه افرادی که در بازه های زمانی طولانی مشغول به خرید و فروش می باشند، می توانند از تحلیل تکنیکال بهره ببرند.

٣. یکی دیگر از نقاط قوت تحلیل تکنیکال سازگاری و تنوع آن برای انواع معاملات در ابعاد زمانی مختلف می باشد. تحلیلگر تکنیکال به راحتی می تواند هر نوع بازاری را که تمایل داشته باشد مورد مطالعه قرار دهد، حتی اگر اطلاعاتی راجع به بنیاد آن بازار و سهم نداشته باشد. در واقع تحلیلگر تکنیکال فقط نمودار را نگاه می کند و کاری به نام سهم، صنعت و صورت های مالی شرکت ندارد.

*معایب تحلیل تکنیکال :

1. پایه این روش بر احتمال می باشد که ممکن است تمام پیش بینی ها درست از آب در نیاید.

2. در صورتی که از یک دارایی مالی یا غیر مالی سابقه قیمتی در دسترس نباشد، تحلیل تکنیکال عملا کاری نمی تواند انجام دهد. مثلا تحلیل گران تکنیکال در پیش بینی قیمت شرکت هایی که به تازگی عرضه اولیه شده اند، کاملا ناکار آمد هستند.

کاربرد تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال در بورس مزایا و معایب

روش ترکیبی

در این روش ابتدا ارزندگی سهام یک شرکت با روش تحلیل بنیادی مورد تایید قرار می گیرد و تحلیل گران تکنیکال سپس با تحلیل تکنیکال زمان مناسب خرید یا فروش تشخیص داده می شود. یعنی در صورتی برای یک شرکت از تحلیل تکنیکال استفاده می کنیم که آن سهم قبلا با پارامترهای تحلیل بنیادی تایید شده باشد.

سهامداران از حیث بهره برداری از سهام بورس به دو گروه تقسیم می شوند :

1. تعدادی از سهامداران از سود سهام استفاده می کنند، یعنی شرکت در ابتدای سال پیش بینی می کند که مبلغ خاصی به ازای هر سهم، سود سهام نقدی بپردازد و عده ای نیز به خاطر سود سالانه مزبور، این سهام را خریداری می کنند. نیازی نیست که سهامدار، یک سال کامل، مالک سهام باشد تا بتواند از سود سالانه استفاده کند، هر فردی که در تاریخ برگزاری مجمع عمومی عادی، سهامدار شرکت بوده باشد، سود یکساله به او تعلق می گیرد.

2. عده ای دیگر از سرمایه گذاران از رشد قیمت سهام استفاده می کنند یعنی به دنبال منفعت سرمایه هستند. مثلا چنانچه قیمت سهامی ۴۰۰ تومان باشد و بعد از ۴ ماه به ۹۰۰ تومان برسد دارنده آن با فروش آن سهام، مبلغ ۵۰۰ تومان سود خواهد کرد.

کسانی که قصد خرید سهام بورس را دارند بهتر است ابتدا استراتژی سرمایه گذاری خود را مبنی بر اینکه از کدام شیوه می خواهند بهره ببرند (نوسان قیمت یا سود هر سهم) مشخص کنند. نسبت سود تقسیمی، نشان دهنده سیاست شرکت در جهت تقسیم درآمد و با استفاده از آن به منظور توسعه فعالیت های آتی خود می باشد.

در صورتی که قسمت اعظم درآمد شرکت به صورت سود سهام بین سهامداران تقسیم شود، این نسبت به عدد یک نزدیک می باشد. در صورتی که به منظور توسعه شرکت، فقط قسمت کمی از درآمد را تقسیم نموده و بقیه را به حساب اندوخته منظور نماید، نسبت مزبور کاهش می یابد. همچنین در صورتیکه این نسبت بیشتر از عدد یک باشد، شرکت مزبور قسمتی از سود پرداختی را از محل اندوخته سالهای قبل تأمین نموده است.

تحلیل تکنیکال و نقش آن در بررسی سهام

تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه (بورس)، یکی از مکتب‌های اصلی تحلیل و بررسی سهم است که به مجموعه ای از قوانین معاملاتی گفته می‌شود که با تجزیه و تحلیل تحرکات و تغیرات گذشته قیمت‌ها، تلاش می‌کند روند آینده قیمت‌ها را پیش بینی کند.

تحلیل تکنیکال و نقش آن در بررسی سهام

تحلیل تکنیکال یکی از ۲ روش اصلی تجزیه و تحلیل بازار بورس و سهام است و از اهمیت و پیچیدگی خاصی برخوردار است. کارگذاری اقتصاد بیدار به عنوان کارگزاری با رتبه الف، در حوزه‌ی آموزش تحلیل تکنیکال همواره کوشیده است تا سهامداران از آنان بهره لازم را ببرند.

تحلیل تکنیکال چیست؟

روش تحلیل تکنیکالی یکی از ۲ روش سنتی و اصلی تجزیه و تحلیل بازار بورس است. تحلیل تکنیکال یا تکنیکی بر اساس داده‌های رخ داده‌ی بازار بورس می‌باشد. داده‌ها یا اطلاعات بازار شامل سطح شاخص بازار، حجم سهام معامله شده، قیمت سهم و شاخص‌های تکنیکی و فنی می‌شود. کارگزاری اقتصاد بیدار با فراهم کردن بستر تحلیل تکنیکال (اطلاعات بیشتر: https://ebidar.com/education/articles/technical-analysis/) به شما کمک می‌کند تا به راحتی سهم مورد نظر را از این بعد و روش تحلیل و بررسی کنید.

این رویکرد تحلیل سهم کاملا با تحلیل بنیادی متفاوت است. به‌گونه‌ای که انواع شاخص‌های بنیادی مانند سود سهام، فروش، نرخ‌های رشد و یا قوانین و مقررات دولتی هیچ‌گونه اهمیتی ندارند. تکنیکالیست‌ها (افرادی که بر اساس تحلیل تکنیکال اقدام به ورود یا خروج از معامله را می‌گیرند) از تغیرات کندل‌های قیمت بهره می‌برنند که این نمودارها و کندل‌ها اطلاعات کاربردی از جمله حرکات و تغییرات قیمت در طول زمانی مشخص، رفتار سهم قبل و بعد از اتفاقات مهم، نوسانات رخ‌داده و حال حاضر سهم، حجم و تعداد معاملات و عوامل این چنینی را در اختیار تکنیکالیست‌ها قرار می‌دهند. یکی از مهم‌ترین اطلاعاتی که می‌توان از تحلیل تکنیکال دریافت کرد، تشخیص زمان ورود به سهم و خروج از آن است.

مزیت‌های تحلیل تکنیکال نسبت به دیگر تحلیل‌ها

در بازار سرمایه تحلیل‌های مختلفی وجود دارند که هر کدام نقشی در عملکرد یک تحلیلگر دارند. در این قسمت قصد داریم به مزیت‌های تحلیل تکنیکال نسبت به دیگر تحلیل‌ها و بررسی نقش تحلیل تکنیکال در بررسی سهم بپردازیم.

تحلیل تکنیکال در همه انواع و قسمت‌‎های بازار سرمایه کاربرد دارد. اوراق سهم، آتی، کالا، و سایر اوراق بهادار همه و همه با استفاده از استراتژی‌ تحلیل تکنیکال قابل بررسی و تحلیل هستند.

با تسلط به ابزارهای تحلیل تکنیکال شما به عنوان تحلیلگر وقت بسیار کم‌تری نسبت به سایر استراتژی‌های تحلیلی صرف بررسی و تجزیه سهام و بازار می‌کنید.

یکی از مهم‌ترین ارجعیت‌هایی که تحلیل تکنیکال دارد این امر است که زمان و قیمت مناسب و جذاب رابی ورود به سهم و خروج از سهم را به شما می‌دهد که این نقش بسیار موثری بر عملکرد شما دارد. متخصصان کارگزاری اقتصاد بیدار با بهره‌گیری از این مزیت برای سرمایه‌ی شما، بهترین نقاط ورود و خروج را انتخاب می‌کنند.

ابزارهای تحلیل تکنیکال

تا به اینجا متوجه اهمیت و نقش پررنگ تجزیه و تحلیل تکنیکال در بازار بورس شدیم. اما این نقش و تاثیر غیر قابل انکار، فقط و فقط با ابزارهای قدرتمند ممکن است. ابزارهای این استراتژی تحلیلی تنوع و وسعت زیادی دارند. در ادامه به مهم‌ترین و کاربردی‌ترین تحلیل گران تکنیکال ابزارهای تحلیل تکنیکال که در تجزیه و بررسی سهام نقش دارند، اشاره می‌کنیم که همواره در مقالات آموزشی کارگزاری اقتصاد بیدار و همین طور دوره‌های تخصصی و جامع به آن پرداخته و به ساده‌ترین و مفید‌ترین شکل ممکن برای شما شرح داده‌ایم.

آنالیز

الگوهای قیمتی

الگوهای قیمتی در حقیقت اشکالی هستند که کندل‌های قیمتی با روند خاص خود آنها را تشکیل می‌دهند. بعد از رخ دادن و مشاهداه‌ی این الگوها، قیمت سهم در جهتی خاص (صعودی یا نزولی) حرکت می‌کند. الگوهای قیمتی بیان‌گر این حقیقت هستند که گذشته سهم دوباره اتفاق می‌افتد و این الگوهای شاخص در نمودارها وجود دارند که به دفعات دیده شده‌اند و شیوه بازخورد قیمت سهم بعد از این الگوها روند مشخصی دارد. از شاخص‌ترین و پرکاربردترین الگوهای می‌توان به الگوی برگشتی، الگوی ادامه دهنده، الگوی سر و شانه، الگوی فنجان و دسته، الگوی پرچم و قلاب، الگوی دو دره و دو قله، و الگوی مثلثی اشاره کرد.

نمودارهای قیمتی

نمودار خطی و نمودار کندل از مهم‌ترین ابزارها در گروه نمودارها هستند. نمودار کندل نام دیگر نمودار شمعی است. این نمودار نسبت به دیگر نمودارهای قیمتی اطلاعات بیشتری به تحلیلگر می‌دهند. بالاترین، پایین‌ترین قیمت را در بازه‌های زمانی متفاوت در نمودار قیمتی شمعی یا کندلی قابل رویت است.

اسیلاتور و اندیکاتور

اسیلاتورها و اندیکاتورها با استفاده از محاسبات ریاضی و اعمال آن بر روند قیمتی، به صورت بسیار دقیق شرایط پیش‌رو را پیش‌بینی می‌کنند. از دیگر کاربرد اندیکاتورها و اسیلاتورها می‌توان به سیگنال‌دهی اشاره کرد. با استفاده از اسیلاتورها و اندیکاتورها، شرایطی مانند اشباع خرید فروش و ارزندگی سهم مشخص می‌شود. اندیکاتور rsi، اندیکاتور استوکاستیک، اندیکاتور EMA، اندیکاتور مکدی و بولینگر باند از مهم‌ترین و معروف‌ترین اندیکاتورها به حساب می‌آیند. اندیکاتورها از پیچیده‌ترین ابزارهای تحلیل به‌شمار می‌روند، اما در سایت رسمی کارگزاری اقتصاد بیدار همه‎‌ی اندیکاتورها به جزییات و دقت بسیار با تصاویر گرافیکی، برای شما شرح داده شده است تا تحلیل گران تکنیکال براحتی از این ابزار بهره گیرید.

الگوهای هارمونیک

شناسایی نقاط بازگشت در بازار، یکی از کاربردهای ویژه الگوهای هارمونیک است. الگوهای هارمونیک از کنار هم قرار گرفتن معنادار موج‌های حرکتی بازار ایجاد می‌شوند. استفاده از الگوهای هارمونیک در مقایسه با الگوهای قیمتی یا کلاسیک پیچیده‌تر است. علت این امر نیز این است که تشخیص و شناسایی الگوهای هارمونیک به تجربه زیادی نیاز دارد. الگوی هارمونیک ab=cd از شناخته‌ترین الگوهای هارمونیک است. الگوی گارتلی، باترفلای و الگوی بت یا خفاش، از شاخه‌ی الگوی ABCD می‌باشند که همگی هارمونیک هستند.

خطوط فیبوناچی

نسبت‌های فیبوناچی که توسط ریاضیدان ایتالیایی کشف شد، در تمام طبیعت دیده می‌شوند و تحیل تکنیکال نیز از این قاعده مثتسنا نیست. این اعداد که گوشه‌ای از آنها اعداد ۰٫۷۶۳ ، ۰٫۶۱۸ ، ۰٫۵ ، ۰٫۳۸۲، ۰٫۲۳۶ هستند، در الگوهای هارمونیک و سطوح حمایت و مقاومت نیز کاربرد فراوانی دارند. خطوط فیبوناتچی و همه نکات آن در کلاس‌های جامع تحلیل تکنیکال که تحلیل گران تکنیکال به صورت آنلاین برگذار میگردد، به خوبی آموزش داده می‌شود تا در تصمیم‌گیری شما در سرمایه‌گذاری تاثیر‌گذار باشد.

نقش تحلیل تکنیکال در کاهش ریسک معاملات

فعالیت در بازار بورس بدون بهره‌گیری از تحلیل تکنیکال غیر ممکن است. در تعداد زیادی از مطالعات صورت گرفته بر معاملات و سبد‌های بورسی این نتیجه استخراج شده است که بهره‌گیری از تحلیل تکنیکال و ابزارهای آن تاثیر بسیاری در افزایش سوددهی و کاهش ریسک و ضرر داشته است. ابزارهای تحلیل تکنیکال با تعیین و پیش‌بیبنی روند پیش‌رو، در پیش‌گیری از ضرر بسیار موثر هستند. چرا که تعیین حد سود و مهم‌تر از آن تعیین حد ضرر، در این تحلیل رخ می‌دهد که به‌طور سیستماتیک ریسک معامله‌ی شما را کاهش می‌دهد. برای دسترسی به این مقالات و کلاس‌های آموزشی کافی است به وب سایت کارگزاری مراجعه و از آن بهره ببرید.

سایر روش‌های تحلیل سهام

در بورس روش‌های تحلیلی گوناگونی وجود دارد. بهترین کاری که یک سرمایه گذار و معامله گر باید انجام دهد این است که تنها به یک روش اکتفا نکند و سهام را از جنبه های مختلف مورد سنجش و بررسی قرار دهد. به طور سنتی بیان شده است که برای به یک معامله حداقل 3 دلیل باید وجود داشته باشد. بررسی وضعیت بنیادی یک سهم و تحلیل بنیادی اهمیت زیادی دارد. در گام بعدی، یادگیری رواشناسی بازار و تابلوخوانی می تواند کمک بسیار زیادی به انتخاب سهام مناسب بکند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا