فارکس رهبری

نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت

الیوت کلاسیک

کاربرد خطوط فیبوناچی برای ارز دیجیتال چیست؟

کاربرد خطوط فیبوناچی برای ارز دیجیتال بسیار زیاد است. ابتدا برای به دست آوردن کاربرد خطوط فیبوناچی برای ارز دیجیتال گزینه اول معرفی کردن خطوط فیبوناچی است. اعداد و نسبت‌های فیبوناچی، که در بازار سهام و همین طور تحلیل‌های تکنیکال برای ارز‌های دیجیتالی کاربرد بسیار زیادی دارد.

فیبوناچی، برگرفته از نام یکی از ریاضیدان‌های معروف در زمان گذشته است. فیبوناچی، یکی از اولین افرادی بود که توانست اعداد هندی و عربی را به کشور‌های اروپایی نشان دهد. یکی از معروف‌ترین اقدامات فیبوناچی، نشان دادن اعداد صفر و یک و مجموع اعداد آن‌ها‌ در یک رابطه است. با توجه به نسبت‌های فیبوناچی، به کمک خطوط به دست آمده از آن، می‌توان سهام و روند قیمتی آن را پیش بینی کرد.

بسیاری از تحلیلگران در این رابطه، به ارزیابی نمودار‌های ایجاد شده برای قیمت سهام و روند آن ارتباط بهینه شده و درستی را می‌طلبند. نسبت فیبوناچی به نقطه‌های مهم و روند آن‌ها‌ تطبیق داده می‌شود. به کمک این نقاط، به سادگی می‌توان به قسمت ورود و خروج یک سهم در بازار را به دست آورد.

سکه بیت کوین و نوسانات ارز بیت کوین

کاربرد خطوط فیبوناچی و اهمیت درصد آن در بازار

یکی از نکات مهم در رابطه با کاربردی بودن خطوط فیبوناچی، مهم بودن درصد‌های نشان داده شده در آن است. درصد‌های به دست آمده از نسبت درصد‌ها‌ بین اعداد فیبوناچی است.

البته دنباله‌ای که برای فیبوناچی به دست می‌آید به همراه صفر و یک است. البته هر عدد به دست آمده مجموعی از اعداد قبلی است. البته فیبوناچی نه تنها به پیش بینی‌های ایجاد شده برای قیمت به ما کمک کننده است بلکه در چرخه زمانی نیز برای ترکیب کردن قیمت و زمان تحلیل آن مناسب است.

بنابراین تحلیل بسیار دقیق‌تری را به ما ارائه می‌دهد. البته دلایل متفاوتی برای استفاده از سطوح و همین طور حمایت و مقاومت خطوط فیبوناچی وجود دارد که شامل:

  • به دست آوردن روند کاهشی و افزایشی برای قیمت در بازار ارز
  • مشخص کردن حد ایجاد شده برای ضرر

سطح حمایت و مقاومت، خود دارای تعاریف دیگری برای خطوط فیبوناچی و کاربرد آن‌ها‌ برای ارز‌های دیجیتالی دارد. حمایت، زمانی که قیمت به این نقطه می‌رسد مشخص کننده تغییر در آن است. با رسیدن به این نقطه، منجر به خرید سهام می‌شود. مقاومت، سطحی از فیبوناچی است که با رسیدن قیمت به این نقطه، تغییراتی به دست می‌آید. بنابراین بهترین نقطه ممکن برای فروش سهام در این بخش وجود دارد.

البته ابزار‌های متفاوتی برای فیبوناچی در رابطه با قیمت‌ها‌ وجود دارد که شامل:

  • اصلاح یا بازگشت
  • گسترش و یا خارجی
  • انبساطی
  • پروجکشن و یا بازتابی

در زمانی که بازار در روند مختص به خود در حرکت است نسبت به یک بازه زمانی احتمال برگشت درست به قیمت‌های قبلی را به وجود می‌آورد. البته بعد از گذشت زمان، دوباره تمایل به بهره‌مندی از روند و ادامه حرکت خود برای قیمت‌ها‌ را دارد. به کمک روش اصلاحی، می‌توان به تخمین زدن درصد‌های احتمالی، برای تمام شدن یک حرکت اصلاحی رسید. به این شکل نقاط ورود بسیار مطلوبی را می‌توان به دست آورد.

ارز های دیجیتالی در کنار هم

ابزار گسترشی در خطوط فیبوناچی چیست؟

این ابزار برای پیش بینی، خطوط بازگشتی به هدف قیمت‌های نهایی خواهد بود. با این حال، بازار با یک موج صعودی یا نزولی در خطوط فیبوناچی، حتی در درصد‌ها‌ محاسباتی بالا‌تر، امکان بازگشت را دارد. البته برای مشخص کردن سطح مقاومتی نوین برای سهام موجود، پس از حرکت کردن از سقف قبلی، از این ابزار استفاده می‌شود.

کاربرد خطوط فیبوناچی انبساطی چیست؟

فیبوناچی انبساطی، یکی از ابزار‌هایی است که شباهت بسیار زیادی به فیبوناچی پروجکشن دارد. بنابراین روند صعودی و نزولی را تا نقطه پایان آن محاسبه و ارزیابی می‌کند. فیبوناچی انبساطی یک گزینه ترکیب شده با فیبوناچی گسترش یافته شده و همین طور پروجکشن است.

البته نقاط متفاوتی نیز برای ابزار انبساطی یا پروجکشن وجود دارد. البته این تفاوت بین نقاط ایجاد شده است. تفاوت ابزار انبساطی، بین دو نقطه یا سه نقطه بودن آن است.

فیبوناچی پروجکشن چیست؟

در این نوع از فیبوناچی، سه نقطه برای انجام دادن رسم به کار می‌رود که شامل:

برای استفاده از این روش خطوط فیبوناچی، ابتدا باید حرکت از قسمت سقف به سمت کف باشد. برای رسیدن به پیش بینی‌ها‌ و همین طور حرکت کردن از کف به سقف، مقاومت آن می‌باشد. هنگامی که پروجکشن، در روند افزایش و یا کاهشی بازار تکرار شود به این تکرار رالی گفته می‌شود.

امواج الیوت چیست؟

یکی از بخش‌های مهم برای تحلیل تکنیکال در ارز‌های دیجیتالی، بهره بردن از امواج الیوت است. فردی با نام رالف نلسون الیوت، این نوع از تحلیل را در قرن بیستم معرفی نمود. بنابراین تمامی مشاهدات و تحقیق‌های انجام شده خود را در قالب یک نظریه بیان نمود.

تغییراتی که به شکل قیمتی برای امواج تکرار شونده به وجود آمدند را توصیف کرد. نظریه ایجاد شده برای امواج الیوت، بر روی مسئله‌های معامله گران در بازار مالی ایجاد شد و رفتار آن به شکل الگو‌های تکرار شونده نمایش داده شد. کاربرد خطوط فیبوناچی برای ارز دیجیتال تنها برای امواج الیوت و همین طور تعیین نقاط بازگشت، سطح حمایتی و مقاومتی آن، برای مشخص کردن نقاط، در به دست آوردن معاملات است.
نقاط بازگشت، سطح حمایتی و مقاومتی، هر یک از این سه حالت، تعریف‌های متفاوتی را برای کاربرد الیوت در خطوط فیبوناچی را به خود اختصاص می‌دهند.

سطح بازگشت، به تریدر‌ها‌ این امکان را می‌دهد که بتوانند به نقطه‌های بازگشت خود برگردند. بنابراین سطوح حمایتی و مقاومتی به این شکل، مشخص می‌شود. سطح‌های به دست آمده، با توجه به حرکت، قیمتی از نظر قبل به دست می‌آیند. این سطوح، امکان و احتمال بازگشت را از بخش کاهشی و قسمت توقف آن را ایجاد می‌کند.
با این حال، ارز‌های دیجیتالی و کاربرد تحلیل‌های موجود بر روی آن‌ها‌، گستردگی و پیچیدگی بیش از اندازه‌ای را برای یک سرمایه گذاری ایده آل به وجود می‌آورد. به همین دلیل، با شناخت بهتر در رابطه با هر یک از تحلیل‌های موجود در بازار، به خوبی می‌توان سود آوری مناسبی را برای ارز‌های دیجیتالی به دست آورد.

انواع روش های الیوتی را بشناسیم

عکس ندارد

محمدحسین تهرانی

  • 1399/9/20
  • 2087
  • دیجیتال مارکتینگ

چرا باید انواع روش های الیوتی را بشناسیم؟

یکی از محبوب ترین روش های تحلیل به سبک تکنیکال روش موج شماری الیوت می باشد که تریدر های زیادی در اقصا نقاط جهان از آن استفاده می‌کنند. شاید تا بحال نمی دانستید اما چون معامله به سبک الیوت وابسته به طرز تفکر شخصی میباشد، روشهای متفاوتی برای تحلیل بازار به سبک رالف نلسون الیوت وجود دارد. از نظر من مهم است که با سبک های مختلف معاملاتی الیوت آشنا شویم زیرا طبق تجربه شخصی بنده، کار به سبک الیوت میتواند خیلی گیج کننده باشد.

رالف نلسون الیوت:

در نیمه اول قرن بیستم رالف نلسون الیوت، نظریه امواج الیوت را به بازار سرمایه معرفی کرد. او پس از مدت‌ها تحقیق و مطالعه به روی قیمت‌ها متوجه شد که ساختار قیمت ها کاملاً بر پایه یک نظم مشخص و قابل پیش بینی هستند. با این اکتشاف بزرگ او سرانجام توانست یک روش جدید برای پیش‌بینی حرکات قیمت در بازار سرمایه طراحی کند. او شروع به تعریف و توسعه الگوهایی که مکرراً در بازار تکرار میشوند کرد.

او معتقد بود که در هر چیزی که فعالیت مردم در آن افزایش پیدا کند، حرکات بر اساس قواعد طبیعی که آنها را از حرکات امواج دریا برگرفته بود انجام می‌شود و البته منظور اصلی او بازار سرمایه بود. یکی از کارهای جالبی که الیوت انجام داد این بود که در سال ۱۹۲۹ وقتی که همه سرمایه گذاران فکر می‌کردند که بازار صعود خیلی بیشتری خواهد داشت، توانست سقف بازار پیش‌بینی کند و حرف او کاملا درست از کار درآمد. در سال ۱۹۳۹ نظریات علمی او وارد وال استریت شد و مورد استقبال قرار گرفت.

روش معاملاتی الیوت برای افرادی که قصد تحقیق به صورت کلی در منابع الیوت را دارند خوب است اما به تنهایی قابل استفاده در معاملات روزمره نخواهد بود و لذا اصلا پیشنهاد نمی کنم که منابع آموزشی الیوت را مطالعه کنید چون خیلی گیج کننده است و نیاز به تجربه زیادی دارد و نقص‌های خیلی زیادی هم در روش‌های اولیه رالف نلسون الیوت وجود دارد. الیوت بیشتر اصول پایه‌ای را مطرح کرد که فقط مناسب محققینی است که میخواهند سالها وقت خود را صرف مبانی الیوت کنند.

سبک پرکتر:

رابرت پرکتر تمام نت های شخصی الیوت را جمع‌آوری کرد و از نو آنها را نوشت و معرفی دوباره امواج الیوت توسط ایشان انجام شد. همانند هر علم و مهارت دیگری نظریه الیوت نیاز به توسعه دارد. آقای پراکتر یکی از بزرگترین توسعه دهنده های نظریات الیوت است. الیوت بیشتر وقت خود را صرف کلیات الگوها می‌کرد مخصوصاً الگوهای انگیزشی. از این رو با گذشت زمان و رشد چشمگیر بازارهای مالی، به پیچیدگی بازارها اضافه می‌شد و همین موضوع باعث می‌شد که کار با تئوری الیوت بیشتر از پیش سخت و سخت‌تر شود.

از این رو آقای پراکتر نظریه الیوت را توسعه داد. برای مثال استفاده از نسبت های فیبوناچی، کانال کشی و تناوب را به نظریات اصلی اضافه کرد. توضیحات مختصری در مورد امواج اصلاحی و توضیحات بسیار مختصر تری در مورد امواج کامپلکس در کارکشن ها ارائه کرد. در آن زمان که او در مورد امواج اصلاحی صحبت می‌کرد بازار به شدت دارای امواج ایمپالس بود و تعیین و تشخیص امواج اصلاحی بسیار سخت و بی فایده بود. اما روش آقای پرکتر به خودی خود کاربردی ندارد از این رو او از نظریه سوشیونومیکس برای توسعه نظریه الیوت بهره برد.

طبق تجربه شخصی خودم که با روش‌های پراکتر داشتم به این نتیجه رسیدم که بهتر است روشهای پراکتر را فقط به عنوان مبانی پایه و ابتدایی استفاده کنیم به این معنی که اگر می خواهید وارد تئوری الیوت شوید بهترین کار مطالعه منابع آقای پراکتر است مخصوصا در ابتدای کار.

سبک گلن نیلی:

گلن نیلی آخرین نابغه سبک الیوت در سال ۱۹۸۰ شروع به مطالعه تئوری الیوت کرد. هدف از مطالعه کردن الیوت این بود که می‌خواست امواج مختلف را با قوانین واضح و دقیق توضیح دهد. درضمن خواندن کتاب مشهور او را پیشنهاد میدهم "استادی در تئوری موجی الیوت"

سبک الیوت ضعف های زیادی برای بازارهای امروز داشت برای همین گلن نیلی توانست تا حد زیادی اکثر ضعف‌های روش الیوتی را بپوشاند و سبک جدیدی را در دنیای الیوت وارد کرد که به سبک نئوویو مشهور است.

از بزرگترین دستاوردهای گلن نیلی این بود که او توانست کاهش قیمت طلا از محدوده ۱۹۰۰ دلار به محدوده 1000دلاری را پیش‌بینی کند که در آن زمان خیلی ها او را دیوانه خطاب کردند اما پیش‌بینی او کامل درست از آب درآمد. بزرگترین ضعف گلن نیلی این است که شما نمی‌توانید در مدت زمان کوتاهی آن را یاد بگیرید اما اگر بتوانید در این روش استاد شوید قطعاً ارزش خواهد داشت.

طبق مطالعه‌ای که در سبک گلن نیلی داشتم باید بگویم که خبر خوشی برای الیوت کارها است زیرا با استفاده از روش آقای نیلی شما می توانید تا حد خیلی زیادی بازار را پیش‌بینی کرده و حتی معاملات و تردیدهای خود را توسط سبک الیوت به روش آقای نیلی انجام دهید. پیشنهاد می‌دهم کتابی را که پیشتر معرفی کردم را بخوانید و هر روز تمرین کنید. دوباره باید تکرار کنم که روش آقای نیلی برای افرادی است که می‌خواهند زمان زیادی را تمرین کنند. فقط با این روش شما می توانید به الیوت مسلط شوید و معاملات خوبی را انجام دهید البته ویدیو های رایگانی هم در سایت هایی مثل یوتیوب وجود دارد که میتوانید آنها را نگاه کرده و با تمرین زیاد به سبک گلن نیلی تسلط پیدا کنید. همانطور که گفته شد آقای گل نیلی فردی نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت است که اشتباهات و مشکلات رایج در سبک‌های الیوتی را پیدا کرد و تا حد زیادی آنها را پوشش داد. باید اشاره کنم که آقای نیلی تا حدی هم دارای نبوغ می باشد و خیلی جالب است که بدانید که با خیلی از سبک های الیوت حتی نمی‌توانید ترید کنید! اما به سبک آقای نیلی تا حدی می توانید کف و سقف بازار را بگویید و چه بسا که روند بازار را هم پیش بینی کنید.

نحوه تشخیص الگوی دیمتریک به سبک آقای نیلی:

برای ترید به سبک نیو باید دنبال الگوی دیمتریک باشیم که با استفاده از ABCDEFG برچسب گذاری مشود. شکل این الگو شبیه یک لوزی است. کافیست در اینترنت سرچ کنید الگوی دیمتریک تا شکل الگو را پیدا کنید. نکته ی مهمی که باید مد نظر داشته باشید این است که موج E و موج C در زمان و یا قیمت باید با یکدیگر برابر باشند. بهترین کار برای ورود این است که کلاسترهای فیبوناچی را پیدا کرده و پس از اینکه قیمت‌ها به این قسمت برخورد کرد دنبال تایید نهایی با استفاده از الگوهای کندل استیک ای باشیم. برای مثال الگوی دوجی در این کلاستر به شدت مناسب است برای یک ترید خوب. اما باید در نظر داشته باشید که اگر خط حمایت و مقاومت هم در آن قسمت وجود داشته باشد می‌تواند دقت معامله را بالا ببرد.

سبک ماینر:

سبک ماینر بیشتر به یک استراتژی معاملاتی شبیه است تا یک روش تحلیلی. بیشترین تمرکز آقای ماینر به روی ترکیب ابزارهای مختلف معاملاتی برای افزایش دقت استراتژی معاملاتی می باشد که البته یکی از این ابزار امواج الیوت است. خواندن کتاب آقای ماینر "استراتژی های معاملاتی با بیشترین احتمال موفقیت" خالی از لطف نیست. با توجه به تجربه ای که به سبک آقای ماینر دارم باید بگویم برای تریدر هایی مناسب است که میخواهند تا آخر حرفه خود با یک سبک واحد ادامه دهند به علاوه باید بگویم که آقای ماینر پلتفرم داینامیک تریدر را طراحی کرد البته نیازی به خریداری این پلتفرم نیست و شما می توانید با استفاده از سایت رهاورد ۳۶۵ و مفید تریدر هم به سبک آقای ماینر ترید کنید. روش اقای ماینر استراتژی بسیار جامع و کاملی است برای افرادی که علاقه دارند با هم اندیکاتورها کار کنند و روش الیوت اما بازهم باید تأکید کنم که روش آقای ماینر هم تا حدی مربوط به مهارت شخصی فرد می شود و لذا شما نیاز دارید علاوه بر اینکه کتاب آقای ماینر را می‌خوانید روش‌های ایشان را در طول زمان هر روز تمرین کرده تا به اندازه کافی مسلط شوید. خبر خوش این است که روش آقای ماینر تا حد بالایی دارای دقت می‌باشد و نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت میتواند یکی از روش های مورد علاقه ترید برای تریدر های مبتدی و پیشرفته باشد.

نحوه تشخیص نقاط ورود به سبک آقای ماینر:

همانطور که پیشتر گفتم روش آقای ماینر بیشتر به یک استراتژی معاملاتی شبیه است تا یک روش تحلیلی مجزا. لذا باید روند بازار را در چارت هفتگی کاملا تشخیص دهید. این کار با استفاده از اندیکاتور استوکاستیک صورت می‌گیرد. این اندیکاتور نباید در منطقه OB یا OS قرار داشته باشد. اگر این اندیکاتور در حال رفتن به سمت بالا یا پایین بود و هنوز به منطقه OB یا OS نرسیده بود این به این معنی است که روند هفتگی آن قیمت نزولی یا صعودی می باشد. برای مثال اگر اندیکاتور استوکاستیک به سمت بالا صعودی بود و هنوز به منطقه OB نرسیده بود می توانیم به فکر سیگنال خرید در تایم فریم کوچک‌تر یعنی ساعتی یا چهار ساعتی و نیم ساعته باشیم. به تایم فریم کوچکتر مراجعه کرده و دنبال سیگنال ورود میگردیم. باید دنبال الگوی ABCD باشیم. فرض را بر این بگیریم که نقطه D را پیدا کردیم حال با استفاده از اندیکاتور استوکاستیک مطمئن می‌شویم که بازار در منطقه OS قرار دارد. خطوط روند را کشیده و خطوط فیبوناچی را هم رسم می کنیم و مطمئن می‌شوم که نقطه D در کلاستر نسبت های فیبوناچی قرار دارد. بعد از چک کردن تمامی معیار ها، میتوان با ریسک کم وارد معامله شد.

سبک ایان کوپسکی:

ایان کوپسی توانست یک مشکل عمده در ساختار هایی که رفتار قیمت را تعریف می کند پیدا کند. این چگونگی متعادل سازی در ساختار امواج ایمپالس الیوت را توضیح می‌دهد و ثابت می کند چه چیزی در اصول امواج اشتباه است. او می‌گوید روشی که باعث به وجود آمدن این کشف شده است نسبت های ریاضی یکسانی هستند که نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت بخش‌های مختلف ساختار امواج را به هم مرتبط می کند و او نمونه‌های عملی باارزشی برای توضیح اکتشافات خود ارائه کرده است.

او معتقد است که یک اشتباه بزرگ در اصول الیوت وجود دارد و می‌گوید روش تبدیل به وسیله آزمون و خطا این مشکلات را برطرف کرده است تا تحلیل با دقت تری ارائه شود.

از نظر من اگر الیوت کار پیشرفته هستید می توانید از روش آقای ایان کوپسکی به عنوان مکمل معاملات خود استفاده بکنید. این به این معنی نیست که اگر روش آقای کوپسکی را یاد نداشته باشید به مشکل برمی‌خوریم و به این معنی است که احتمالا عملکرد بهتری را نسبت به سایر الیوت کارها خواهید داشت.

جمع بندی:

من به شخصه به علاقه مندان روش های معاملاتی آقای گلن نیلی و رابرت ماینر رو پیشنهاد میدم. نکته ی مهمی که وجود دارد این است که باید حتما اصول الیوت را تا حد بالایی تمرین کنید. خواندن یک کتاب کافی نیست.

همانطور که در مقاله خواندید بعضی از روش ها فقط برای تحقیقات مناسب هستند. آنها برای تحقیقات ابتدایی مناسب است اما به خودی خود برای معاملات کافی نیستند مانند سبک نلسون الیوت و آقای پراکتر اما با بعضی از سبک ها می توانید وارد معاملات شوید مثل سبک نیلی و آقای ماینر و سبک آقای کوپسکی می تواند مکمل تحقیقاتی خوبی باشد.

آشنایی و نحوه استفاده از ابزارهای فیبوناچی

یکی از اصطلاحاتی که در تحلیل های تکنیکال کاربرد زیادی دارد فیبوناچی یا فیبونانچی (Fibonacci) است. در این مقاله قصد داریم به آموزش ابزارهای فیبوناچی، کاربردها و نحوه استفاده از آن در تحلیل تکنیکال بپردازیم. قبل از هر چیز بد نیست با مطالعه مقدمه‌ای اطلاعات بیشتری درباره نحوه ابداع و مبدع آن کسب کنید.

آنچه در این مقاله میخوانید :

آشنایی با فیبوناچی

لئوناردو فیبوناچی یک ریاضی‌دان نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت ایتالیایی بود که در سال‌های ۱۱۷۰ تا ۱۲۵۰ در پیزا زندگی می‌کرد. از اقدامات شاخص وی می توان به ترویج نظام اعداد هندوعربی اشاره کرد. او در سال ۱۲۰۲ کتابی درباره دنباله اعداد فیبوناچی نوشت که در آن ترتیبی از اعداد را معرفی کرد که کاربردهای زیادی در ریاضیات و حتی طبیعت داشت.

این دنباله معرفی شده با صفر و یک شروع شده و بعد از آن هر عدد از حاصل جمع دو عدد قبلی به دست می‌آید. این عملیات تا رسیدن به عدد ۵۵ ادامه پیدا کرده و بعد از آن هر عدد حاصل ضرب ۱.۶۱۸ در عدد قبلی است. به این ترتیب دنباله زیر به دست می‌آید:

۰, ۱, ۱, ۲, ۳, ۵, ۸, ۱۳, ۲۱, ۳۴, ۵۵, ۸۹, ۱۴۴,…

عدد ۱.۶۱۸ که برای به دست آوردن مقادیر این دنباله استفاده شده به نام نسبت طلایی شناخته می‌شود. این نسبت طلایی از انجام محاسبات ریاضی روی اضلاع یک ستاره پنج پر (پنتاگرام) به دست آمده و در اشکال مختلفی در طبیعت از جمله ساختار گل ها، صدف حلزون، امواج دریا، اعضای بدن انسان و … قابل مشاهده است.

پنج ضلعی و نسبت طلایی

پنج ضلعی و نسبت طلایی

اما چه ارتباطی بین این نسبت‌ها و اعداد با معاملات بازارهای مالی وجود دارد؟

در پاسخ به این سؤال می‌توان گفت که در بازارهای مالی، فیبوناچی یک ابزار روان شناسی محسوب می‌شود زیرا قیمت‌ها به طور جالبی به سطوح مختلف فیبوناچی واکنش نشان می‌دهند. یعنی این اعداد و نسبت های فیبوناچی در بازارهای مالی به ما در پیش بینی حرکات آینده قیمت کمک می‌کنند.

سطوح فیبوناچی چیست؟

ابزارهای فیبوناچی مختلفی وجود دارند که برای نشان دادن اطلاعات مختلفی مورداستفاده قرار می گیرند. مهم ترین این ابزارها فیبوناچی اصلاحی (Retracement) و اکستنشن (Extension) هستند که سطوح واکنش قیمت را نشان می دهند. فیبوناچی خارجی، اکسپنشن، پروجکشن، آرک، فن،کانال، محدوده زمانی از انواع دیگر ابزارهای فیبوناچی هستند که هریک کاربرد جداگانه ای دارد. اما سطوح فیبوناچی که در تحلیل ها به وفور مورداستفاده قرار می گیرند اغلب با استفاده از فیبوناچی ریتریسمنت و اکستنشن به دست می آیند که در این مقاله به آنها می پردازیم.

نسبت طلایی یا ۱.۶۱۸ مهم ترین سطح اکستنشن فیبوناچی است و با معکوس کردن آن، عدد ۰.۶۱۸ به دست می‌آید که مهم ترین سطح ریتریسمنت فیبوناچی را تشکیل می‌دهد.

سایر سطوح مهم ریتریسمنت فیبوناچی عبارت‌اند از: سطح صفر، ۰.۲۳۶، ۰.۳۸۲، ۰.۵۰۰، ۰.۶۱۸، ۰.۷۸۶ و سطح یک. این اعداد را معمولاً به صورت درصد بیان می‌کنند بنابراین سطوح مهم ریتریسمنت سطح صفر، ۲۳.۶، ۳۸.۲، ۵۰، ۶۱.۸، ۷۸.۶ و ۱۰۰ درصد هستند. البته سطح ۵۰ جزو دنباله فیبوناچی نبوده و بعداً به دلیل تأثیر روانی بالای آن بر واکنش‌های قیمتی، به سطوح مهم این ابزار اضافه شده است.

در ابزار اکستنشن فیبوناچی، هم سطوح ۰.۳۸۲، ۰.۵۰۰، ۰.۶۱۸، ۰.۷۸۶، ۱.۲۷۲ و ۱.۶۱۸ مهم ترین سطح ها هستند. البته شما نیازی به حفظ کردن این سطوح یا یادگیری محاسبات ریاضی آن نخواهید داشت چرا که با رسم فیبوناچی در نمودار، محاسبات به صورت خودکار انجام شده و این سطوح با خط‌های رنگی به شما نشان داده می‌شوند.

دلیل محبوبیت ابزارهای فیبوناچی

مهم ترین علت محبوبیت فیبوناچی در تحلیل تکنیکال، سهولت استفاده از آن است. معامله گران تازه کار در بازارهای مالی با حداقل آموزش می توانند از این ابزار به نحو موثری استفاده کنند در حالی که کار با بسیاری از ابزارهای تحلیل تکنیکال نیازمند یادگیری و توجه به نکات خاص است.

یکی دیگر از دلایل محبوبیت فیبوناچی قدرت پیش بینی آن است. ابزارهای فیبوناچی به خصوص سطوح به دست آمده از فیبوناچی اصلاحی نسبت به برخی اندیکاتورهای پرکاربرد قدرت بیشتری در پیش بینی حرکات آینده قیمت دارد.

رسم فیبوناچی در نمودار

قبل از رسم نمودار باید دو نکته را به خاطر داشته باشید. اول اینکه ابزار فیبوناچی تنها در شرایط روندی قابل استفاده است بنابراین اگر بازار روند خاصی را نشان نمی‌دهد رسم فیبوناچی نمی‌تواند اطلاعات مناسبی را در اختیار ما قرار دهد.

برای دسترسی به این ابزار کافیست در تریدینگ ویو روی Fib retracement کلیک کنید.

برای دسترسی به این ابزار کافیست در تریدینگ ویو روی Fib retracement کلیک کنید.

دوم اینکه برای رسم فیبوناچی علاوه بر روند نیاز به یک بار عقب‌نشینی قیمت داریم که به آن ریتریسمنت گفته می‌شود. ریتریسمنت حرکت قیمت خلاف روند اصلی را نشان می‌دهد.

هر دو مدل ریتریسمنت و اکستنشن با یک ابزار در نمودار رسم می‌شوند. با انتخاب ابزار فیبوناچی و کلیک روی یک نقطه و حرکت دادن ماوس در جهت‌های مختلف، سطوح فیبوناچی رسم می‌شوند.

برای رسم فیبوناچی به دو نقطه نیاز داریم. در روندهای صعودی، ریتریسمنت فیبوناچی را همیشه از چپ به راست و از یک کف تا یک قله رسم می‌کنیم. در مقابل، در یک روند نزولی، فیبوناچی از چپ به راست و از یک قله تا پایین‌ترین کف رسم می شود.

تفاوت کاربرد اکستنشن با ریتریسمنت در حرکتی است که در نظر می گیرند. ریتریسمنت سطوح را در ارتباط با یک پولبک نشان می دهد در حالی که اکستنشن حرکت روندی را در نظر می گیرد. به عنوان مثال وقتی قیمت یک ارز دیجیتال از ۵ دلار به ۱۰ دلار می رسد و سپس تا ۷.۵ دلار افت می کند، افت قیمت از ۱۰ به ۷.۵ دلار یک ریتریسمنت است. حال اگر قیمت دوباره شروع به رالی کند و تا ۱۶ دلار افزایش باید، این یک اکستنشن است.

از این ابزار می‌توان در هر تایم فریم و همراه با هر ابزار تحلیلی دیگر و حتی به صورت ترکیبی چندین فیبوناچی در کنار هم استفاده کرد. فیبوناچی یکی از پرکاربردترین ابزارها در تحلیل تکنیکال در بازار ارزهای دیجیتال است که می‌تواند با وجود نوسان زیاد، رفتار قیمت را تا حد زیادی به درستی پیش بینی کند.

کاربرد ابزارهای فیبوناچی

مهم ترین کاربرد ابزارهای فیبوناچی تعیین سطوح حمایت و مقاومت احتمالی است. یافتن این سطوح به تحلیل گران کمک می کند مناطق احتمال بازگشت قیمت به روند اصلی را پیش بینی کرده و بر اساس آن نقاط ورود به معاملات، حدضرر، حد سود و اهداف قیمتی را تعیین نمایند.

از فیبوناچی به صورت های دیگر در الگوهای گارتلی و امواج الیوت نیز استفاده می شود. پس از حرکات قابل توجه به بالا یا پایین، در این نوع تحلیل ها مشخص شده بازگشت روندها در نزدیکی برخی سطوح فیبوناچی صورت می گیرد.

سطوح فیبوناچی ثابت هستند یعنی یک عدد مشخص را نشان می دهند و با حرکات قیمتی در طول زمان مانند میانگین های متحرک تغییر نمی کنند. بنابراین با نزدیک شدن قیمت به یک سطح فقط می توان شکسته شدن یا بازگشت قیمت را از آن سطح پیش بینی کرد.

از سطوح حمایتی تعیین شده با استفاده از فیبوناچی برای تعیین نقطه ورود به معامله و تعیین حد ضرر استفاده می شود در حالی که سطوح مقاومتی برای تعیین اهداف قیمتی و حد سود به کار گرفته می شوند.

مثلا در نمودار بیت کوین اگر در سطح ۰.۳۸۲ با قیمت ۵۳۱۹۸ دلار وارد معامله شده باشید می توانید سطوح بالاتر از این قیمت را به عنوان اهداف قیمتی و حد سود خود مشخص کرده و حدضرر را کمی پایین تر از این سطح مثلا در ۵۳۰۰۰ دلار تعیین کرد.

نکته مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که اگرچه فیبوناچی یکی از ابزارهای قدرتمند و پرکاربرد در تحلیل تکنیکال است اما همیشه نمی‌تواند پیش بینی های دقیقی ارائه کند چون به آمار و احتمالات متکی است. پس بهتر است از این ابزار به تنهایی استفاده نشود. با استفاده همزمان از اندیکاتورها و ابزارهای دیگر تحلیل تکنیکال می‌توان میزان موفقیت و درستی پیش بینی ها را به طور قابل توجهی افزایش داد.

برای روشن تر شدن موضوع بهتر است چند نمونه را با هم مرور کنیم. به عنوان مثال به نمودار زیر برای جفت بیت کوین / دلار دقت کنید.

نمودار یک روزه قیمت بیت کوین / دلار

نمودار یک روزه قیمت بیت کوین / دلار

در اینجا فیبوناچی از نقطه ۱ تا نقطه ۲ در یک روند صعودی رسم شده است. بعد از این موج صعودی یک ریتریس یا عقب نشینی قیمت رخ داده که ما قصد داریم حرکات بعدی آن را پیش بینی کنیم.

همان طور که می بینید قیمت اکنون در نزدیکی سطح ۰.۳۸۲ قرار گرفته و در صورت افزایش امکان برخورد با آن وجود دارد. آن چنان که از کندل های قبلی مشخص است، قیمت چندین بار برای بالارفتن از این سطح تلاش کرده اما با برخورد با آن دچار افت شده است. در کندل های قبل تر هم مدت کوتاهی پس از عبور از این سطح دوباره قیمت تا زیر آن کاهش یافته است. واکنش های قیمت به این سطح نشان می دهد که سطح ۰.۳۸۲ می تواند به عنوان یک مقاومت محلی مانعی در راه افزایش قیمت بیت کوین باشد. بنابراین قیمت ۵۷۶۴۷ دلار (مقدار نوشته شده داخل پرانتز) را می توان نزدیک ترین مقاومت به قیمت فعلی بیت کوین در نظر گرفت.

همچنین سطح ۰.۵ فیبوناچی واقع در ۵۴۱۸۰ دلار را می توان به عنوان نزدیک ترین حمایت محسوب کرد زیرا قیمت دو بار با رسیدن به آن واکنش نشان داده و به روند صعودی بازگشته است.

از همین نمودار می توان برای تعیین نقطه ورود، اهداف قیمتی، حد سود و حدضرر هم استفاده کرد. مثلا در نمودار بالا، اولین هدف قیمت، همان محدوده مقاومتی گفته شده (۵۷۶۴۷ دلار) است. هدف دوم، سطح بعدی فیبوناچی در محدوده ۶۱۹۰۰ دلار و هدف سوم محدوده سقف تاریخی در حوالی ۶۸۸۰۰ دلار می باشد.

به یک مثال دیگر،این بار در جفت سلو / تتر در یک روند نزولی توجه کنید. در اینجا فیبوناچی از نقطه ۱ که بالاترین سقف و نقطه شروع روند نزولی بوده تا نقطه ۲ که پایین ترین کف بعد از نقطه یک بوده رسم شده است.

نمودار 4 ساعته قیمت سلو/ تتر

نمودار ۴ ساعته قیمت سلو/ تتر

همان طور که می بینید قیمت بین دو سطح صفر و ۰.۲۳ فیبوناچی در نوسان است. اگر قیمت افزایش یابد و به سطح ۰.۲۳ در قیمت ۵.۳۵۹ نزدیک شود، احتمال شکسته شدن این سطح کم است زیرا در محدوده موردنظر ما در نمودار، قیمت سه بار با این سطح برخورد کرده و هر سه بار دچار افت شده و نتوانسته با موفقیت از آن عبور نماید. بنابراین ۵.۳۵۹ تتر یک مقاومت برای سلو است. در مقابل سطح صفر در قیمت ۴.۶۳ تتر، دو بار جلوی افت بیشتر قیمت را گرفته است پس می توان آن را به عنوان یک حمایت در نظر گرفت.

یکی از نکات مهمی که باید در پیش بینی ها لحاظ شود این است که قیمت دقیقا با رسیدن به یک سطح واکنش نشان نمی دهد. این یعنی اگر سطح ۵.۳۵۹ تتر به عنوان مقاومت شناسایی شده، ممکن است قیمت در نزدیکی آن (قبل یا بعد از رسیدن به سطح موردنظر) مثلا در قیمت ۵.۳۵۰ تتر واکنش نشان دهد.

بنابراین سطح های فیبوناچی کاملا دقیق عمل نمی کنند به همین دلیل در پیش بینی ها بیشتر از محدوده های قیمتی صحبت می کنیم نه یک قیمت خاص. مثلا می گوییم محدوده ۵.۳۵ تا ۵.۳۷ تتر یک محدوده مقاومتی محسوب می شود و قیمت در برخورد با یکی از این سطوح واکنش نشان خواهد داد.

قوی یا ضعیف بودن محدوده های مقاومتی و حمایتی را از تعداد واکنش های قیمت در برخورد با آنها و تعداد سطوحی که درون یک محدوده قرار می گیرند می توان مشخص کرد. به عنوان مثال در نمودار بالا، ۰.۵ در قیمت ۵.۱۶۶ تتر،دو بار مانع افزایش قیمت و چهار بار مانع افت قیمت شده است پس می توان آن را به عنوان یک سطح قوی تلقی کرد. در مقابل سطح ۰.۷۸ در ۷.۰۴ تتر را نمی توان سطح مهمی در نظر گرفت زیرا در محدوده روند موردنظر ما هیچ واکنشی به این سطح صورت نگرفته و قیمت به راحتی از آن عبور کرده است.

حالا اگر چندین فیبوناچی مختلف را در روند نزولی سلو از سقف های مختلف تا آخرین کف رسم کنید مشاهده می کنید که برخی از سطوح بسیار به هم نزدیک هستند. به سطوح نزدیک به قیمت فعلی دقت کنید: دو سطح ۰.۲۳ و ۰.۵ با کمترین فاصله در بالای قیمت فعلی قرار دارند که می توان آنها را به عنوان دو مرز تعیین کننده یک محدوده به حساب آورد.

سطح ۰.۲۳ در فیبوناچی طولانی مدت تر به سطوح ۰.۵ فیبوناچی میان مدت و سطح ۱ در فیبوناچی کوتاه مدت تر بسیار نزدیک است. پس محدوده ۵.۳۵۹ دلار تا ۵.۴۰۴ دلار را می توان به عنوان یک محدوده مقاومتی معتبر در نظر گرفت چراکه ۴ بار از افزایش قیمت جلوگیری کرده و یک یار هم به مانع افت قیمت شده است.

رسم چندین فیبوناچی برای تعیین محدوده های مقاومتی و حمایتی

رسم چندین فیبوناچی برای تعیین محدوده های مقاومتی و حمایتی

مزایا و معایب فیبوناچی

با وجود محبوبیت ابزارهای فیبوناچی به خصوص فیبوناچی اصلاحی، این ابزار معایبی نیز دارد که تحلیل گران باید در معاملات خود در نظر بگیرند.

نحوه استفاده و رسم فیبوناچی در نمودارها به شخص وابسته است و این یعنی این امکان وجود دارد که دو تریدر همزمان فیبوناچی های مختلفی را در نمودار رسم کنند و بر اساس آن تصمیم گیری نمایند و در نهایت این برای یکی از آن دو سود به همراه آورد و برای دیگری با ضرر همراه شود.

به دلیل اینکه نوسان های قیمتی موجب حرکات مختلفی می شود، امکان رسم فیبوناچی های مختلفی وجود دارد. اینکه کدام یک از این سطوح معتبر است برای تحلیل گران تازه کار قابل تشخیص نیست و امکان اشتباه آنها وجود دارد.

از آنجا که ابزارهای فیبوناچی بر اساس اعداد، دنباله فیبوناچی و محاسبات ریاضی ایجاد شده، ممکن است نتواند شرایط روانی و هیجانی حاکم بر بازار را در پیش بینی ها لحاظ کند.

ابزارهای فیبوناچی تنها می توانند اصلاح احتمالی، بازگشت قیمت و حرکات خلاف روند را پیش بینی کنند و توانایی تایید اندیکاتورهای دیگر و ایجاد سیگنال های قوی یا ضعیف را ندارند. همچنین تضمینی وجود ندارد که قیمت به سطوح فیبوناچی واکنش نشان بدهد به همین دلیل است که از این ابزار همراه با اندیکاتورهای دیگر به صورت مکمل به کار می رود.

سوالات متداول

نحوه کار ریتریسمنت فیبوناچی چگونه است؟

ابزارهای فیبوناچی با استفاده از محاسبات ریاضی سطوحی را که بیشترین احتمال برای واکنش قیمت به آن وجود دارد مشخص می کنند.

فیبوناچی برای چه مواردی به کار می رود؟

به کمک سطوح فیبوناچی می توان نقاط مناسب برای ورود به معاملات، حدضرر، حد سود و اهداف قیمتی را مشخص کرد. همچنین از ابزارهای فیبوناچی در کنار ابزارهای تکنیکال دیگر مانند امواج الیوت استفاده می شود.

آیا فیبوناچی دقیق است؟

ابزارهای فیبوناچی بر اساس عملیات ریاضی سطوح را مشخص می کنند و این یعنی احتمال در تعیین آنها نقش حیاتی دارد. به منظور به حداقل رساندن خطاهای پیش بینی می توان از سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال از جمله انواع اندیکاتورها استفاده کرد.

در چه تایم فریم هایی می توان از فیبوناچی استفاده کرد؟

ابزارهای فیبوناچی در هر تایم فریم و هر بازار مالی قابل استفاده هستند. حتی در روی یک نمودار می توان چندین فیبوناچی مختلف رسم کرد تا نتایج معتبرتری به دست آید.

آموزش امواج الیوت

رالف نلسون الیوت را پدر نظریه موجی میدانند.الیوت در 28 ژوئیه 1871 در مرسیویل کانزاس در آمریکا متولد شد.او در اواخر عمر خود بود که توانست تئوری موجی خود را به سرانجام برساند و عملا در طول زندگی خود نتوانست موفقیت های مالی چشمگیری کسب کند.

الیوت در سن 58 سالگی به علت بیماری از شغل خود (حسابداری) انصراف داد و باقی عمر خود را صرف مطالعه رفتار بازار کرد.او نمودار شاخص های مختلف را در تایم فریم های مختلف از سالیانه تا نیم ساعته مورد بررسی قرار داد.

در نوامبر 1934 اعتماد الیوت به یافته های خود تا حدی افزایش پیدا کرد که تصمیم گرفت آنها را با موسسات و شرکت های سرمایه گذاری در میان بگذارد. در آن زمان نمودار ها به شکل دستی تهیه میشده است لذا این اقدام الیوت پشت کار عجیبی را میطلبید.

رالف نلسون الیوت

در اوایل سال 1940 (6 سال بعد از ارائه به دنیا) نظریه موجی مورد استقبال ویژه ای قرار گرفت لذا الیوت مریدان زیادی پیدا کرد که یافته های او را با عنوان آموزش امواج الیوت ارائه میدادند.

جالب است بدانید که برای اولین بار این الیوت بود که الگوهای رفتاری جمعی را به نسبت های فیبوناچی گره زد و برخی تراز های خاص را نسبت های طلایی نامید.

الیوت کلاسیک

اقدامات بولتون:

در سالهای 1950 تا 1960 ( پس از مرگ الیوت ) این همیلتون بولتون بود که دست نوشته های نیلی را جمع بندی و در قالب کتاب اصل امواج الیوت بهانتشار رساند.

رابرت پریچر :

اصل امواج الیوت در مسیر تکامل خود به دوران رابرت پریچر رسید.

او تحقیقات گشترده ای روی این سبک انجام داد.از زمان آغاز پیدایش الیوت تا آن زمان تعداد معامله گران کمتری در بازارهای مالی حضور داشتند.لذا بیشتر تحرکات معامله گران و به پیرو آن نمودار قیمت بیشتر تحرکات ایمپالس گونه داشتته و الیوت بیشتر تمرکز خود را حول کشف قوانین مربوط به شتابدار ها معطوف کرده بود. رفته رفته نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت که بر تعداد معامله گران و فعالان بازارهای مالی افزوده شد الگوی جدیدی روی چارت قیمت نقش بستند که امروزه میدانیم آنها کارکشن ها هستند.

رابرت پریچر

رابرت پریچر که یک روانشناس بنامی نیز بود توانسته بود مجموعه ای از نظریات خود را تحت عنوان «راهنما»

گلن نیلی تحولی در آموزش امواج الیوت (Glenn Neely)

از اساتید و نوابغ دنیای الیوت که از سال 1980 شروع به مطالعه روی تئوری موجی الیوت کرده است.در واقع آموزش امواج الیوت پیشرفته امروزی را وامدار این مرد هستیم.

او در طول سالهای کاری خود توانست قوانین شفاف و روشنی درباره تمیز دادن ایمپالس ها و کارکشن ها از هم و همینطور دسته بندی کارکشن ها به انواع کلی استاندارد و پیچیده ارائه داد.

گلن نیلی در مسیر پیشرفت آموزش امواج الیوت در تحلیل تکنیکال به مرور الگوهای کارکشن جدیدی را تحت عنوان فعالیت های مثلثی به بدنه امواج الیوت اضافه نموده است.

از شاهکار های نیلی در کنار همه پیش بینی های قیمتی و زمانی خود از شاخص های گوناگون، پیش بینی افت قیمت طلای جهانی از محدوده 1900 دلار تا محدوده های 1000 دلار بوده است که همه تحلیلگران دنیا را مبهوت خود ساخت.

  • از اقدامات بسیار بسیار جذاب وی در گسترش الیوت تبیین قوانین دقیق زمانی بین امواج و الگوها بوده.قوانین دقیقی که به راحتی تایید یا عدم تایید یک الگو را سرسختانه و مطمئن تعیین میکند.
  • همچنین او قوانینی را تحت عنوان قوانین منطق ارائه داد که در تعارض شدیدی با نگاه مکانیکی و ریاضی محور به نمودار قیمت-زمان بوده است.
  • در ضمن با قوانین سخت گیرانه و دقیقی که ارائه داد اثبات کرد که همه بازار ها اکثر عمر خود را در کارکشن ها (اصلاحی ها) سپری میکنند و نمیتوان هر حرکت شارپ و نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت ممتدی را شتابدار با امواج 1 2 3 4 5 تلقی کرد.

بنابر این موج شماری الگوها با فرمت شکل روبرو در قالب موج شماری الیوت به روش کلاسیک دسته بندی میشود.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح بازگشتی فیبوناچی (Fibonacci Retracement levels) خط‌های افقی هستند که نشان‌دهندهٔ مناطقِ احتمالی حمایت و مقاومت می‌باشند.

این سطوح براساس اعداد فیبوناچی ایجاد شده‌اند. هر سطر با یک درصد، مشخص شده است. این درصد نیز از میزان بازگشت قیمتی نسبت به‌حرکت اصلی قبلی حاصل می‌شود.

سطوح فیبوناچی برگشتی شامل 23.6، 38.2، 61.8 و 78.6 درصد می‌باشند. با وجود این که سطح 50 درصد جزو سطوح رسمی ‌فیبوناچی به‌شمار نمی‌آید، اما بسیاری از ‌معامله‌گران از این سطح نیز در معاملات خود استفاده می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

این اندیکاتور، اندیکاتور کاربردی می‌باشد زیرا می‌تواند بین دو نقطه قیمتی مهم (که معمولاً بالاترین و پایین‌ترین نقاط هستند) رسم شوند. سپس اندیکاتور فیبوناچی بازگشتی سطوح یاد شده را در بین این دو نقطه ایجاد می‌کند.

در نظر بگیرید که قیمت سهام 10 دلار رشد می‌کند و سپس به‌میزان 2.36 دلار افت می‌کند. در این حالت، قیمت این سهم حدود 23.6 درصد برگشت داشته است، که این برابر با یک سطح فیبوناچی می‌باشد.

اعداد فیبوناچی در طبیعت نیز یافت می‌شوند. بنابراین، بسیاری از ‌معامله‌گران باور دارند که می‌توان از این اعداد در بازارهای مالی نیز استفاده نمود.

سطوح بازگشتی فیبوناچی. منبع اینوستوپدیا به نقل از تریدینگ ویو

نکات کلیدی:

  • سطوح بازگشتی فیبوناچی می‌توانند هر دو نقطه‌ای که ‌معامله‌گر ‌آن‌ها را با یکدیگر مرتبط می‌داند – که معمولاً بالاترین و پایین ترین نقاط یک حرکت قیمتی هستند – را به یکدیگر مرتبط سازند.
  • سطوح درصدی نشان‌دهندهٔ مناطق قیمتی هستند که قیمت در آنجا می‌تواند مدتی توقف داشته و یا بازگشت قیمتی انجام دهد.
  • بیشتر نسبت‌های استفاده شده برابر با 23.6 درصد، 38.2 درصد، 50 درصد، 61.8 درصد و 78.6 درصد می‌باشند.
  • از این سطوح نباید به‌تنهایی برای معامله کردن استفاده کرد، زیرا امکان بازگشت قیمتی پس از لمس شدن سطح خاصی از این نوع فیبوناچی وجود دارد.

فرمول محاسبه سطوح بازگشتی فیبوناچی

سطوح بازگشتی فیبوناچی فرمول خاصی ندارند. زمانی که این اندیکاتورها بر روی یک نمودار اعمال می‌شوند، ‌معامله‌گر دو نقطه را انتخاب می‌کند. زمانی که این دو نقطه انتخاب شدند، خط‌هایی به‌علاوه درصد میزان حرکت ‌آن‌ها رسم می‌شود.

فرض کنید که قیمت سهمی‌از 10 دلار تا 15 دلار افزایش می‌یابد، و ما از این دو سطح قیمتی جهت اعمال اندیکاتور فیبوناچی بازگشتی استفاده می‌کنیم. در این حالت، سطح 23.6 درصدی در سطح قیمتی 13.82 دلار و سطح بازگشتی 50 درصدی در سطح 12.5 دلار خواهد بود.

چگونه سطوح مختلف فیبوناچی بازگشتی را محاسبه کنیم؟

همان‌طور که بالاتر به آن اشاره شد، فرمول خاصی برای محاسبه شدن در سطوح بازگشتی فیبوناچی وجود ندارد. ‌آن‌ها تنها درصدهای ‌‌ساده‌ای هستند که پس از اعمال شدن این اندیکاتور در محدودهٔ خاصی از نمودار به ما نشان داده می‌شوند.

با این وجود، اعداد فیبوناچی اعدادی محسورکننده می‌باشند. ‌آن‌ها براساس نسبتی به نام نسبت طلایی (Golden ratio) پایه‌گذاری ‌‌شده‌اند.

شروع این توالی قیمتی با اعداد 0 و 1 می‌باشد. پس از آن، شما باید دو عدد قبلی را با یکدیگر جمع کنید تا رشتهٔ اعدادی به‌شکل زیر بسازید:

0, 1, 1, 2, 3, 5, 8, 13, 21, 34, 55, 89, 144, 233, 377, 610, 987…

سطوح بازگشتی فیبوناچی از اعداد این رشته حاصل ‌‌شده‌اند. همان‌طور که در این توالی قیمتی به‌جلو می‌رویم با تقسیم یک عدد به عدد بعدی‌اش به‌نسبت 0.618 (و یا 61.8 درصد) می‌رسیم.

با تقسیم عددی بر دو عدد بعد از خود، به نسبت 0.382 یا 38.2 درصد خواهیم رسید. تمامی‌نسبت‌ها، به‌غیر از نسبت 50 درصد، براساس محاسبات ریاضی حاصل ‌‌شده‌اند که در توالی اعداد فیبوناچی وجود دارند.

جالب است بدانید که نسبت طلایی 1.618 و یا عکس آن 0.618 در رشد دانه‌های آفتابگردان، شکل‌گیری کهکشان‌ها، صدف‌ها، مصنوعات تاریخی و همچنین معماری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سطوح بازگشتی فیبوناچی چه چیزهایی به شما می‌گوید؟

سطوح بازگشتی فیبوناچی می‌توانند به‌عنوان مناطقی جهت قرار دادن دستورات ‌‌معامله‌ای انتخاب شوند، همچنین از ‌آن‌ها برای قرار دادن دستور استاپ حفاظتی (Stop loss order) و یا تعیین اهداف قیمتی استفاده کرد.

برای مثال، یک ‌معامله‌گر ممکن است حرکت قیمت یک سهم را به‌سمت بالاتر ببیند. پس از یک حرکت به سمت بالا، این قیمت تا سطح 61.8 درصدی افت می‌کند (بازگشت قیمتی انجام می‌دهد).

سپس، سهم دوباره شروع حرکت به سمت بالا می‌کند. از آنجایی که این بازگشت قیمتی در یک روند کلی رو به بالا و در یکی از سطوح فیبوناچی رخ داده است، ‌معامله‌گر تصمیم می‌گیرد تا به معاملهٔ خرید وارد شود. ‌

معامله‌گر ممکن است یک دستور استاپ حفاظتی را در سطح 61.8 درصدی قرار دهد، زیرا ادامهٔ حرکت قیمتی به زیر این سطح ممکن است نشانهٔ این باشد که رالی قیمتی پایان یافته است و ماندن در پوزیشن لانگ منطقی نیست.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح فیبوناچی همچنین در قسمت‌های دیگر تحلیل تکنیکال نیز دیده می‌شوند. برای مثال، می‌توانیم این سطوح را در الگوهای گارتلی (Gartley Patterns) و تئوری امواج الیوت (Elliott wave theory) نیز ببینیم.

پس از یک حرکت قابل توجه قیمتی به سمت بالا یا پایین، این نوع از تحلیل‌های تکنیکال نشان می‌دهند که امکان بازگشت قیمتی در کدام یک از سطوح بازگشتی فیبوناچی بیشتر است.

سطوح فیبوناچی برگشتی برخلاف میانگین‌های متحرک، قیمت‌هایی ثابت هستند که تغییر نمی‌کنند. طبیعت ثابت این سطوح قیمتی به ما این اجازه را می‌دهد تا بتوانیم سریع و به آسانی ‌آن‌ها را شناسایی نماییم.

این ویژگی به ‌معامله‌گران و ‌سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا بتوانند عمل ‌‌پیش‌بینی و واکنش به حرکات قیمت را عاقلانه انجام دهند، زیرا ممکن است حرکت قیمتی در جهت مدنظر ادامه یابد و یا اینکه یک بازگشت قیمتی یا یک شکست (Break) رخ دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

تفاوت بین فیبوناچی برگشتی و فیبوناچی گسترشی (Fibonacci Retracement and Fibonacci Extensions)

در حالی که فیبوناچی برگشتی میزان درصدهای حرکت احتمالی قیمت در یک بازگشت قیمتی را به ما نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت نشان می‌دهد، فیبوناچی‌های گسترشی درصدهایی را به ما نشان می‌دهند که امکان حرکت قیمت تا آن سطح‌ها در یک روند اصلی وجود دارد.

برای مثال، قیمت یک سهم از 5 دلار به 10 دلار می‌رسد و سپس به سطح 7.5 دلاری باز می‌گردد. حرکت قیمت از 10 دلار تا 7.5 دلار را بازگشت می‌نامند. اگر قیمت دوباره به سمت بالا حرکت کند و به سطح 16 دلاری برسد، در اینجا شاهد عمل گسترشی خواهیم بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فیبوناچی گسترشی یا انبساطی می‌توانید از مطلب آموزشی «فیبوناچی گسترشی یا انبساطی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

محدودیت‌های استفاده از سطوح فیبوناچی بازگشتی

در حالی که سطوح بازگشتی به ما نشان می‌دهند که قیمت در کدام یک از سطوح ممکن است با مقاومت و یا حمایت روبرو شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که قیمت در آن نقطه‌ها متوقف شود.

به همین دلیل است که معمولاً ‌معامله‌گران از سیگنال‌های تأیید دیگری نیز استفاده می‌کنند، مانند قیمتی که از این سطوح شروع به بازگشت نموده است.

ایراد دیگری که به سطوح بازگشتی فیبوناچی وارد است این است که تعداد زیادی از این سطوح وجود دارند، و قیمت ممکن است در نزدیکی هر یک از ‌آن‌ها برگشت نماید.

مشکل اینجا است که ‌معامله‌گران نیاز به تلاش و تقلای زیادی دارند تا بتوانند متوجه شوند که کدام سطح در چه زمانی مثمرثمر واقع می‌شود.

زیرا زمانی که یکی از این سطوح کار نکند، می‌توان همیشه این ایراد را به ‌معامله‌گر وارد کرد که او می‌بایست به سطوح بازگشتی دیگری نیز نگاهی می‌کرد.

تیم تحریریه دیجی کوینر

این مقاله به کوشش هیئت تحریریه دیجی کوینر تولید شده است. تک تک ما امیدواریم که با تلاش خود، تاثیری هر چند کوچک در آگاه سازی فعالان حوزه رمز ارزها و بازارهای مالی داشته باشیم.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا